5 راه مفید برای کنترل اشتها

javahermarket

یکشنبه 28 آذر 1389  09:05 ب.ظ

5 راه مفید برای کنترل اشتها

اشتهایتان از کنترل خارج شده است؟ نکته های زیر برای به کنترل گرفتن دوباره آن می تواند کمکتان کند.

1. بر اشتهایتان پیروز شوید.

برای جلوگیری از گرسنه شدن زیاد، بهتر است که یک وعده غذای عادی را به چند وعده کوچکتر تقسیم کنید. بعوان مثال، اگر به طور عادی برای ناهارتان سوپ و ساندویچ می خورید، ساندویچتان را در ناهار میل کنید و بعد برای بعدازظهر سوپتان را گرم کنید و بخورید. یا نیمی از هر کدام را برای وعده ناهار و نیمه باقی مانده را برای عصرانه میل کنید.

2. فیبر مصرف کنید.

اگر موقع غذاخوردن احساس گرسنگی زیادی دارید احتمال اینکه بیش از حد غذا بخورید خیلی زیاد است. برای جلوگیری از پرخوری، سعی کنید قبل از شروع غذا معده تان را با سبزیجات پرفیبر پر کنید. ممکن است تا امروز سالاد را کنار غذا استفاده می کردید اما می توانید با خوردن آن قبل از غذای اصلی از آنها بعنوان یک راه خیلی کم کالری و پر فیبر برای کنترل اشتهایتان بهره بگیرید.

3. در دلتان (یا حداقل سر میز غذا) بچه شوید.

گاهی اوقات ما اشتها را با یک حس محرومیت از غذا اشتباه میگیریم. اگر اخیراً خوردن خیلی از غذاهای مورد علاقه تان را کنار گذاشته اید، ممکن است وقتی که واقعاً گرسنه نیستید، احساس گرسنگی به شما دست دهد. دلتان شدیداً از آن غذاهای مورد علاقه تان می خواهد اما باز هم خودتان مجبور به خوردن همان غذاهای تعیین شده می کنید.

یادتان بیاورید که چطور وقتی بچه بودید اول همه آن غذاهای مورد علاقه تان را می خوردید و آنها که دوست نداشتید را آخر می خوردید. برای همین امروز هم که شده فقط غذاهایی را بخورید که واقعاً دوست دارید و بقیه را کنار بگذارید.

4. در هر وعده غذا به اندازه کافی بخورید.

خوردن چاشت های سبک راه بسیار خوبی برای کنترل اشتهایتان است اما خیلی افراد به خوردن میان وعده یا چاشت عادت ندارند. اگر شما هم از آن دسته افراد هستید که فقط سه وعده در روز غذا می خورید باید مطمئن شوید در هر وعده به اندازه کافی غذا می خورید تا شما را تا وعده بعدی نگه دارد.

اگر یک برنامه غذایی را دنبال می کنید که شامل چاشت است، کالری های آنرا به غذایتان اضافه کنید. در غذاهای خود حتماً از پروتئین هایی مثل تخم مرغ، گوشت، مرغ و ماهی استفاده کنید تا احساس سیریتان ماندگاری بیشتری داشته باشد و سطح انرژیتان بالاتر رود.

5. میان وعده های طولانی تر بخورید.

یادتان باشد 20 دقیقه طول می کشد تا مغز شما این پیام را دریافت کند که به اندازه کافی خورده اید. هرچه خوردن شما بیشتر طول بکشد بهتر است. اگر فکر می کنید می خواهید پرخوری کنید، غذاهایی را انتخاب کنید که نیاز به جویدن بسیار دارد. در زیر به چند ایده برای میان وعده اشاره می کنیم:

·         هویج

·         پنیر کم چرب همراه با بیسکویت های گندم کامل

·         پاپ کرن کم نمک

·         سیب

·         چیپس تورتیلا خانگی پخته شده با روغن کم همراه با سس بدون چربی


نوشته شده توسط: موسی نایینی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

معجزه مهر ورزیدن: روشهای کمک به افراد افسرده

javahermarket

یکشنبه 28 آذر 1389  09:02 ب.ظ

معجزه مهر ورزیدن: روشهای کمک به افراد افسرده

قانون شماره یک:

چه یک گیاه باشد، چه حیوان و چه انسان، اگر زنده باشد، با مهر و محبت شما شانس بیشتری برای پیشرفت و کامیابی دارد.

قانون شماره دو:

تنهایی کشنده است. لازم نیست حرف من را باور کنید، فقط کافی است آمار مرگ و میر کودکانی که در یتیم خانه هستند را با آنهایی که در خانه و با خانواده بزرگ می شوند مقایسه کنید. یا مرگ و میر سالمندان بیماری که در خانه پرستاری می شوند و آنهایی که در خانه سالمندان.

کسی که افسرده است به طور ناخواسته دیگران را از خود دور می کند. این افراد هر چیزی که می شنوند یا می بینند و به هر چه که فکر می کنند، هر چه که می گویند و هر کاری که انجام می دهند از فیلتر آن افسردگی رد می شود. هر زمان که اطلاعات از یک احساس منفی فیلتر شود، تحریف می گردد. می بینید که خیلی وقت ها که به آنها می گویید درمورد افسردگیشان حرف بزنند، بیشتر و بیشتر افسرده شان می کند. ممکن است عقب بکشند و برنجند.

کاری که شما می توانید بکنید تا دوباره به حالت طبیعی برگردند و از زندگی لذت ببرند چیست؟ پیشنهادات زیر شاید به نظر خیلی ساده برسند اما واقعاً موثرند.

·         مدام به آنها سر بزنید.

·         به چشمانشان نگاه کنید و بیشتر به آنها لبخند بزنید.

·         دستانشان را در دست بگیرید و شانه شان را نوازش کنید.

·         بیشتر به حرفهایشان گوش دهید.

·         سرگرمشان کنید.

·         به آنها بگویید که کدام کارهایشان شما را تحت تاثیر قرار داده است، به فکر انداخته تان، احساس بهتری به شما داده یا باعث شده روحیه تان بهتر شود.

·         بلندشان کنید و به سمت خوشی بکشانیدشان. با آنها به پیاده روی، سینما، یک رستوران زیبا یا حتی باغ وحش بروید.

·         اگر به خودشان تکان ندادند، اشکالی ندارد. از آنها بخواهید با شما کارت بازی کنند، شطرنج بازی کنند یا یک فیلم کمدی بگیرید و در کنارشان تماشا کنید. یادتان باشد نباید آنها را مجبور به کاری بکنید.

·         از آنها بخواهید چیزهایی را لمس کنند. اشیائی با بافت ها و رنگ های مختلف بیاورید و از آنها نظرشان را بخواهید.  یک غذای خوشمزه و خوش ظاهر برای آنها درست کنید. سعی کنید لذت های کوچک وارد لحظاتشان کنید.

·         بلند به آنها بگویید که برایتان مهم هستند. بگویید که دلتان برایشان تنگ شده و دلتان می خواهد برگردند و دوباره با شما خوش بگذرانند.  هر چیزی که درموردشان دوست دارید را به زبان بیاورید.

·         کارهایی که فقط با دوستان صمیمی خود انجام می دهید با آنها تکرار کنید. مثلاً با آرنجتان به بازویشان بزنید یا آرام با یک دسته کاغذ لوله شده بزنید روی سرشان. باید سعی کنید رفاقت خود را به آنها نشان دهید.

·         به جای اینکه بپرسید حالشان چطور است بپرسید دوست دارند برای خوش گذراندن امروز چه کاری کنند و در آن کار همراهیشان کنید. به آنها بگویید که کاملاً مشخص است که حالشان بهتر شده و بعد حالشن را بپرسید و واقعاً به جوابی که می دهند گوش کنید.

·         اگر خجالت زده بودند یک داستان مشابه درمورد خودتان بگویید و پشت سر آن داستان های دیگری که از خجالت زدگی کسان دیگر شنیده اید را مثل لطیفه برایشان تعریف کنید. هیچ چیز بیشتر از دیدن احساس خجالت زدگی دیگران این درد را در انسان تخفیف نمی دهد.

·         اگر افسرده هستند پس حتماً احساس ناامیدی می کند. این مشکل برایشان بدون راه حل به نظر می رسد. بعد ازاینکه برای کم کردن شدت افسردگیشان  به آنها کمک کردید، اگر دوست داشتند درمورد آن صحبت کنند به آنها نشان دهید که چطور می توانند این مشکل را شکسته و به چند تکه تبدیلش کنند و بعد ببینند که کدام قسمت آن مهمتر است و سعی کنند راه حل های سالمی برای آن مشکل خاص پیدا کنند تا بتوانند مشکلات و دشواری ها را حل کنند نه تحمل.

چیز مهمی که باید به یاد داشته باشید این است که اکثر کسانی که مرتکب خودکشی می شوند بین انجام دادن یا ندادن آن شک و تردید دارند. آنها در انتخاب بین درد زندگی کردن و درد مردن تردید دارند. اگر بتوانیم ارتباط آنها را با لذت های زندگی بیشتر کنیم و از  طرف دیگر دردی که با خودکشی نصیبشان می شود را در نظرشان شدیدتر جلوه دهیم آنوقت نتیجه مثبت خواهیم گرفت.

قوانین را به یاد داشته باشید؛ این را هم بدانید که همیشه استثناهایی هم وجود دارند. دستورالعمل ها را فراموش نکنید و آنها را برحسب موقعیت خود تغییر دهید. شاید نتوانیم جلوی خودکشی را بگیریم، اما می توانیم برای جلوگیری کردن از خیلی از آنها کمک کنیم.

پس سهم خودتان را برای نجات دیگران انجام دهید.


نوشته شده توسط: موسی نایینی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

خانمها: 7 قانون برای رهایی از دست رئیس سوءاستفاده‌گر

javahermarket

یکشنبه 28 آذر 1389  08:56 ب.ظ

خانمها: 7 قانون برای رهایی از دست رئیس سوءاستفاده‌گر

وقتی برای مصاحبه اولین کارم رفته‌بودم، رئیس آینده‌ام پرسید، "می‌بینم که ازدواج کرده‌اید، آیا تصمیم ندارید بچه‌دار شوید؟" بعد از اینکه آثار بهت‌زدگی را از صورتم پاک کردم گفتم، "اوم، نه." این سوال واقعاً نابجا بود و قسمت تعجب‌آورتر آن این است که از طرف یک مرد پرسیده می‌شد. کاری که باید می‌کردم این بود که خیلی سریع خودم را از آن محل دور می‌کردم و حتی درصورت پذیرفته شدن آن شغل را نمی‌پذیرفتم. اما آن شغل به من پیشنهاد شد، من پذیرفتمش و سه سال بعد به علت سوء استفاده های رئیس شرکت کارم را ترک کردم. قانون 1: نحوه رفتار رئیس در اولین جلسه دیدار همان رفتاری خواهد بود که در طول مدت کاری با شما خواهد داشت. اولین تماس تلفنی، مصاحبه تان، نحوه پیشنهاد کار و مذاکراتی که قبل از شروع کار می کنید... رئیسم طوری با من رفتار می‌کردم که فکر کنم محرم اسرارش هستم. او کار رویایی‌ام را به من داد و اعتمادم را جلب کرد. طوریکه فکر می‌کردم همه زیردستم هستند. دو سال تمام مدام در تلاش و تکاپو بودم. اما دوامی نداشت. رئیس خبیث، سوءاستفاده‌گری خون آشام است. مدام تعریف و تمجیدتان می‌کند و پیشنهادهای دوستی برایتان می‌فرستد. اول یکی و یکدانه‌اش هستید، بالاتر از همه قرارتان می‌دهد و بعد سینه‌تان را می‌درد و قلبتان را درحالیکه هنوز می‌تپد جلوی چشمتان می‌گیرد. قانون 2: فاصله ایمنی‌تان را با او حفظ کنید. هیچوقت نمی‌توانید با رئیستان دوست باشید. سال سوم بود که کارم سخت‌تر شده بود. رئیس من را برای جلسات به اصطلاح فیدبک کار به دفتر خودش می‌خواند تا بیشتر و بیشتر تحقیرم کند. اما چطور اعتبارم را از دست دادم؟ نه تقصیر من نبود. من همان کارمند پرکار و پرتلاش سابق بودم، این رفتار رئیسم بود که با من تغییر کرده‌بود. قانون 3: نه کاملاً خوبید، نه کاملاً بد. همه همکارانم از من متنفر بودند. ولی چون یکی‌و‌یکدانه رئیس بودم فرقی برایم نمی‌کرد. اما وقتی همه چیز برعکس شد دیگر نمی‌توانستم تنها بمانم و شروع به حرف زدن و برقراری ارتباط با بقیه کارمندها کردم. البته آنها با گذشت فراوان من را بخشیدند و داستان‌های وحشتناک خودشان درمورد سوءاستفاده‌های رئیس را برایم تعریف کردند. این داستان‌ها واقعاً چشم‌هایم را باز کرد! قانون 4: در ارتباط با همکارانتان سیاست داشته باشید. لازم نیست حتماً همکاران شما، دوستتان شوند اما باید بتوانید همانطور که خواهرها و برادرها درمورد والدینشان با هم بحث می‌کنند، درمورد رئیس با آنها حرف بزنید. وقتی فهمیدم این من نبودم بلکه جو ناسالم آن شرکت بوده که به رئیس اجازه داده سوءاستفاده‌گر باشد، باید تصمیمی می‌گرفتم. زمانی با حقیقت روبه‌رو شدم که فهمیدم به شخصی تبدیل شده‌ام که نه می شناختمش و نه دوستش داشتم. فردی افسرده، فرمانبردار، و ترسو، این آدم چه کسی بود؟ دوست داشتم روحیه قدیمیم را دوباره به دست بیاورم و تنها راه پیشروی این بود که آن کار را ترک کنم. به خاطر همین از آن بیرون آمدم. شاید ساده به نظر برسد اما اینطور نبود. ماه‌ها طول کشید تا کاری پیدا کنم که بتوان گفت با بیرون آمدن از کار قبلی حداقل قدمی روبه جلو برداشته‌ام نه یک پس‌رفت وحشتناک. قانون 5: یاد بگیرید خودتان را با کسی که هستید تعریف کنید نه کاری که می‌کنید. یا بهتر بگویم، یادتان نرود که زندگی‌ هم دارید. خیلی از ما فکر می‌کنیم که همه چیزمان کارمان است. اولین مسئله ای که بعد از آشنا شدن با یک نفر از او می‌پرسیم کارش است. خیلی‌ها را می‌شناسم که از ترس اینکه نمی‌دانستند بدون کار چه خواهند بود، تا سنین خیلی بالا در کارشان مانده‌اند و پیر شده‌اند. دوستان و خانواده‌مان به ما کمک می‌کنند یادمان بیاید صاحب خانواده هستیم، مربی هستیم، خواننده هستیم، همسر هستیم، مسافرت می‌کنیم، ماجراجویی و خیلی چیزهای دیگر. برای این نقش‌ها مهم نیست که کارمان چه باشد. قانون 6: همیشه یادتان باشد که حق انتخاب دارید؛ ترک کار یکی از این انتخاب‌هاست. اگر اینطور فکر نکنید، افسرده خواهید شد، دیگر فقط سایه‌ای سوخته از خودتان خواهید بود نه چیزی دیگر. پیش یک روانشناس یا مشاور بروید تا به شما کمک کند دیدگاه‌های قبلی خود را به دست آورید. فکر نمی‌کنم کسی باشد که یکی از این رئیس‌های خبیث به پستش نخورده باشد. صدمات کار با رئیس خبیث بسیار جدی است. برای من واقعاً یک سال طول کشید تا وقتی رئیس جدیدم برای کنفرانس من را به اتاقش صدا می‌کرد به خودم نلرزم. قانون 7: خوب زندگی کردن بهترین انتقام است. مطلع کردن رئیس خبیث از اینکه می‌خواهم از کار بیرون بیایم به همان اندازه که فکر می‌کردم وحشتناک بود. او به من برچسب ناسپاسی و قدرنشناسی زد. به من گفت عملکرد پراشکال و ضعیفم هر جای دیگری که برای کار بروم مانع پیشرفتم خواهد شد. تنها چیزی که من را بعد از ضربه‌های او آرام نگه می‌داشت این بود که کار جدیدم در یک موسسه بسیار معتبر است که خیلی خیلی بالاتر از او و شرکتش بود. البته لازم نبود از اینکه حقوقم بیشتر نخواهد بود اطلاعی پیدا کند.


نوشته شده توسط: موسی نایینی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

  • تعداد کل صفحات:7  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
سیستم افزایش آمار هوشمند تک باکس

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو