تبلیغات

۱۰ ارزشی که باید به فرزندانتان بیاموزید

javahermarket

جمعه 22 فروردین 1393  03:26 ب.ظ

نوع مطلب :راه رسم زندگی  ،زناشویی  ،خانه داری  ،

۱۰ ارزشی که باید به فرزندانتان بیاموزید


بچه‌ها مثل اسفنج می‌مانند. نگاه می‌کنند و هر چه که در محیطشان باشد را جذب می‌کنند، مخصوصاً از طریق دیداری و شنیداری. اکثر کلمات و رفتارهای آنها ناشی از تقلید از والدینشان  یا بزرگترهای دیگر در اطرافشان است. خیلی وقت‌ها از کلماتی که از دهان آنها بیرون می‌آید حسابی شگفت‌زده می‌شوید. و وقتی مدرسه را شروع می‌کنند، با تاثیرات همسالانشان  بمباران شده و دنیای امن و راحتشان زیر و رو می‌شود. اما اگر فرزندانتان را از همان ابتدا با ۱۰ مورد از مهمترین ارزش‌ها آشنا کنید، می‌توانند به خود متکی شده و زندگی شاد و راحت داشته باشند.

۱. صداقت

جایی در مسیر بزرگ شدن، بچه‌ها دروغ گفتن را یاد می‌گیرند، حتی ممکن است آن را از والدینشان هم یاد نگرفته باشند. تلویزیون، بچه‌های دیگر یا حتی بزرگترهای دیگر ممکن است باعث این نوع رفتارهای آنها شده باشند. حتی می‌تواند یک نوع مکانیزم دفاعی برایشان باشد. اگر اهمیت صداقت را برایشان توضیح دهید و مطمئنشان سازید که همیشه برای شنیدن حرف‌هایشان آماده‌اید، آنوقت برایشان در دسترس‌تر خواهید بود مخصوصاً زمان‌هایی که می‌دانند کار اشتباهی انجام داده‌اند. خیلی از بچه‌ها بخاطر ترس از فریادهای والدینشان یا کتک خوردن می‌ترسند واقعیت را با والدینشان در میان بگذارند. باید به آنها بفهمانید که رفتار بد آنها مطمئناً عواقبی خواهد داشت اما همیشه بخاطر اینکه شجاعت لازم برای گفتن واقعیت را داشته‌اند تحسینشان کنید. از همه مهمتر اینکه شما هم باید خود فردی صادق باشید زیرا اگر در شما بی‌صداقتی ببینند آنها یاد خواهند گرفت.

۲. احترام

بچه‌ها احترام را از محیط خانه و خانواده‌شان یاد می‌گیرند. اگر بچه ها ببینند که شما بعنوان والدین چقدر محترمانه با هم رفتار می‌کنید، چقدر رفتارتان با خود آنها و بقیه افراد خانواده با ادب و احترام است، مطمئن باشید که از شما الگو برمی‌دارند. بچه‌ها رفتارها را درست مثل کلمات تقلید می‌کنند. گفتن کلماتی مثل «خواهش می‌کنم»، «لطفاً»، «متشکرم» و «عذر می‌خواهم» در جلو آنها به آنها احترام و ادب را یاد می‌دهد. همچنین باید به آنها یاد بدهید به بدن، اموال، نظرات و اعتقادات دیگران هم احترام بگذارند.

۳. قدرشناسی

خوب می‌دانیم که چقدر راحت ممکن است زندگی و آدم‌ها را کوچک بشماریم. آنقدر درگیر نقاط منفی زندگی خود می‌شویم که یادمان می‌رود برای نقاط مثبت آن شکرگزار باشیم. به فرزندانتان یاد بدهید که هر روز حتی برای کوچکترین چیزها شکرگزار باشند، چیزهای کوچکی مثل هوا یا یک لبخند از کسی. به آنها یاد بدهید که برای اینکه زنده هستند، برای خانواده و دوستانشان، غذایی که می‌خورند، لباس‌هایشان، سقف بالای سرشان و سلامتی‌شان قدرشناس باشند. به آنها نشان دهید که هر روز برای آنها نعمتی است از جانب خداوند. حتی می‌توانید به آنها یاد بدهید که از نعمت‌هایی که خداوند به آنها بخشیده لیست تهیه کنند. این کارها به آنها آموزش می‌دهد که برای همه چیز باید شکرگزار باشند.

۴. سخاوت

ما در دنیای «من می خواهم» زندگی می‌کنیم. من، من، من! بچه‌ها هم در چنین دنیایی زندگی می‌کنند اما لزومی ندارد که آنجا بمانند. در سال‌های قبل از مدرسه بچه‌ها تقسیم کردن را یاد می‌گیرند. اگر روی این مسئله در خانه تاکید شود، برای آنها دشوار نخواهد بود. اینکه به آنها یاد بدهید به دیگران کمک کنند هم نوعی سخاوت و بخشندگی است زیرا به آنها یاد می‌دهد که در وقتشان بخشنده باشند. وقتی خودتان به نیازمندان لباس و غذا هدیه بدهید، آنها هم درک می‌کنند که باید بخشنده باشند.

۵. خاص بودن

بچه‌های کوچک موجودات سازگاری نیستند. هر کاری که دوست دارند را در هر زمان که دوست دارند و با هر کسی که دوست دارند انجام می‌دهند. اما هرچه سنشان بالاتر می‌رود، یاد می‌گیرند خودشان را با همسالانشان مقایسه کنند و تفاوت‌ها و شباهت‌های بین آنها را می‌بینند. ممکن است تلاش کنند با آنچه که بقیه دارند یا انجام می‌دهند سازگار شوند یا ممکن است نفهمند چرا بعضی افراد اینقدر با آنها فرق دارند. باید به فرزندانتان یادآور شوید که از همان ابتدای کودکی خاص هستند. به آنها بفهمانید که فردیت آنها باعث خاص بودنشان است. آنها را تشویق کنید فردیت خودشان را از طریق علایقشان کشف کنند. آنها را هم‌کلاسی‌ها یا دوستانشان مقایسه نکنید و برایشان توضیح دهید که بقیه آدمها هم خاص هستند اما نباید به خاطر خاص بودنشان به طور متفاوتی با آنها برخورد شود. ممکن است بچه‌ای بپرسد که چرا یک نفر این شکلی است یا اینطوری حرف می‌زند یا رفتار می کند. برایشان توضیح دهید که چرا آن فرد متفاوت است و بر روی خصوصیات خاص آن فرد تاکید کنید. این به آنها کمک خواهد کرد تفاوت‌های آدمها را بپذیرند.

۶. بخشش

اگر بخشیدن به بچه‌ها آموزش داده شود، در بزرگسالی انسان‌های بهتری خواهند شد. آدمها ممکن است چه خواسته و چه ناخواسته در حق آنها بدی کنند. این چیزی نیست که بتوانیم بچه‌هایمان را به طور کامل در برابر آن حفظ کنیم. اما اگر بخشندگی را یاد بگیرند، محبت و مهربانی را هم یاد می‌گیرند. وقتی کسی به آنها صدمه می‌زند، وقتی می‌خواهند دردشان را ابراز کنند به حرف‌هایشان گوش دهید اما در آخر برایشان توضیح دهید که کینه نگه داشتن از آن فرد فقط باعث تیرگی آنها می‌شود. کینه آنها را اسیر خود می‌کند و به فرد آسیب‌رسان قدرت بالاتری می‌دهد. دیگر نخواهند توانست مثل قبل در زندگی خود پیش روند و زندگی شادی داشته باشند زیرا تلخی از درون، آنها را می‌خورد. سعی کنید به آنها بفهمانید که آن فرد به این علت به آنها صدمه زده است که خودش هم در عمق وجود خود آسیب دیده است. تنها دلیلی که باعث می‌شود بخواهیم به دیگران آسیب بزنیم این است که بخواهیم با صدمات و آسیب‌هایی که خودمان خورده‌ایم کنار بیاییم.

۷. شوخ‌طبعی

زندگی پر از فراز و نشیب است. پر از هیجان و همچنین درد است. بچه‌ها در هر موقعیتی خنده را می‌بینند و در واقعیت باید این را از آنها یاد بگیریم. آنها می‌توانند خیلی راحت به عقب برگردند و معمولاً هیچ چیز را جدی نمی‌گیرند. برای آنها زندگی فقط یک زمین بازی بزرگ است. باید به بچه‌هایتان کمک کنید تا پایات عمر با این طرز تفکر زندگی کنند. وقتی بزرگتر می‌شوند، با شروع شدن مدرسه و فشار همسالان زندگی سخت‌تر می‌شود. به آنها نشان دهید چطور می‌توانند با خندیدن زندگی‌شان را بهتر کرده و با جوک تعریف کردن برای هم دیگر  انجام فعالیت‌های مفرح مثل کتاب خواندن، بازی کردن در پارک یا فقط حرف زدن با همدیگر درمورد زندگی، وضعیت خود را بهتر کنند. اینکه بدانید چه چیز باعث به خنده انداختن یا لبخند زدن فرزندانتان می‌شود رابطه شما را با آنها قوی‌تر خواهد کرد.

۸. نگرش مثبت

داشتن نگرش مثبت در کنار شوخ‌طبعی عالی است. خیلی وقت‌ها زندگی بسیار ناامیدکننده می‌شود و بعنوان افراد بزرگسال می‌دانیم که چقدر راحت ممکن است اسیر منفی‌بافی‌های دور و برمان شویم. مخصوصاً وقتی همه چیز آنطور که ما دوست داریم پیش نرود و به آنچه که می‌خواهیم نرسیم، ایمانمان را برای داشتن فردایی روشن‌تر از دست می‌دهیم. بچه‌ها باید با اهمیت داشتن نگرش مثبت در زندگی آشنا شوند زیرا متاسفانه آدمها و اتفاقات زندگی خیلی وقت‌ها موجب ناامیدی آنها خواهند شد. و وقتی این اتفاق بیفتد، اگر نگرشی مثبت داشته باشند، خواهند توانست در زندگی پیش رفته و ایمان داشته باشند که زندگی برایشان شادی به ارمغان خواهد آورد. داشتن نگرش مثبت با داشتن والدینی مثبت شروع می‌شود. نشان دادن رفتار و نگرش مثبت از جانب شما اهمیت بسیار زیادی دارد زیرا شما الگوی فرزندانتان هستید. اگر فقط از شما حرف‌ها یا رفتارهای منفی ببینند، آنها هم همانطور رفتار خواهند کرد و برعکس. 

۹. پشتکار
هیچکدام از ما انسان کاملی نیستیم، به همین دلیل هیچوقت نمی‌توانیم کاری را کامل انجام دهیم، مخصوصاً اگر دفعه اولی باشد که آن را امتحان می‌کنیم. پشتکار به بچه‌ها کمک می‌کند هیچوقت دلسرد نشده و برای چیزهایی که می‌خواهند به تلاششان ادامه دهند. وقتی خیلی کوچک هستند کارهایی مثل راه رفتن، بازی کردن، غذا خوردن و از این قبیل را نمی‌توانند به خوبی و کامل انجام دهند. اما آنقدر تلاش می‌کنند که موفق می‌شوند زیرا هنوز با معنی دلسردی و ناامیدی آشنا نشده‌اند. اما این مسئله با بالا رفتن سنشان تغییر می‌کند. دچار ترس‌هایی می‌شوند و شروع به مقایسه خودشان با همسالان خود می‌کنند. فشارهای مدرسه و درس‌هایشان هم هست. شما بعنوان والدین آنها باید بطور مداوم تشویقشان کنید که به راهشان ادامه داده، بیشترین تلاششان را به کار گیرند. باید به آنها نشان دهید که چقدر به وجودشان افتخار می‌کنید. وقتی می‌بینید خسته و ناامید شده‌اند، با هدایت و راهنمایی آنها و سوال پرسیدن از آنها به جای ارائه پاسخ سوالاتشان، به آنها کمک کنید. اگر در سن کم پشتکار داشتن را بیاموزند، در بزرگسالی افرادی پرتلاش و سخت‌کوش شده و یاد می‌گیرند که در هر کاری نهایت تلاششان را به کار گیرند.
۱۰. عشق
آخرین مورد که البته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، آموزش شور و عشق به فرزندان است: شور زندگی و عشق به مردم و چیزهایی که از آن لذت می‌برند. بدون عشق آنها زندگی بسیار عادی و رویاهایی معمولی خواهند داشت. عشق مجموعه‌ای از سایر ارزش‌هایی است که در بالا ذکر کردیم زیرا باعث می‌شود هیجان زندگی کردن داشته باشند و آنها را تشویق می‌کند آدم‌های بهتری باشند. با داشتن زندگی سرشار از شور و عشق و اشتیاق و عشق ورزیدن به فرزندانتان به آنها عشق را بیاموزید. برای حتی کوچکترین چیزها اشتیاق نشان دهید. انرژی شما به فرزندانتان منتقل خواهد شد زیرا به این ترتیب می‌بینند که چقدر زندگی فوق‌العاده و عالی است.

ارزش‌های دیگری هم هستند که بچه‌ها باید با آنها آشنا شوند اما اینها ۱۰ مورد از مهمترین ارزش‌های زندگی بودند که برایتان عنوان کردیم. یادتان باشد بچه‌های ما نیاز به راهنمایی ما دارند. ما بعنوان والدین آنها، بزرگترین الگوی آنها به شمار می‌رویم و وقتی خودمان با این ارزش‌ها زندگی کنیم، به آنها کمک خواهیم کرد زندگی خود را به خوبی شکل دهند.
اما بجز این 10 مورد، در زیر مهارت های دیگری را بصورت تیتر وار بیان می کنیم که خوب است به فرزندان خود آموزش دهید:
- گره زدن بند کفش
- شنا
- مسواک زدن و نخ دندان کشیدن دندانها بصورت روزانه
- دوچرخه سواری
- مرتب کردن تخت خواب
- مطالعه پیش از خواب
- آشپزی
- تماشای تلوزیون و بازی های کامپیوتری بصورت متعادل
- استعمال کرم ضد آفتاب
- دوختن دکمه لباس
- گفتن زمان با یک ساعت غیر دیجیتال
- گرفتن بینی با دستمال
- شستن ناحیه تناسلی از سمت جلو به عقب
- اتو کردن لباسها
- انتخاب وعده های غذایی سالم
- تعمیر شیر آبی که چکه میکند
- کنترل خود هنگام عصبانیت
- حل معما
- نقشه خوانی
- احترام گذاردن به بزرگترها
- عذرخواهی بعد از اشتباه
- استفاده از توالت عمومی
- شستن لباسها
- کاشتن گل و درخت
- داشتن اعتماد بنفس
- سخنرانی در یک جمع
- استفاده از وسائط نقلیه عمومی بجای خودروی شخصی
- تمیز کردن بهم ریختگی ها
- خاموش کردن همه لامپها قبل از ترک خانه
- لباس پوشیدن بر طبق مناسبت ها
- خواندن حداقل یک آهنگ بطور صحیح
- رقص
- آموزش نکات ایمنی یک رابطه جنسی بی خطر
- چه زمانی نه بگویند
- سرودن شعر یا غزل
- کسب درآمد مشروع
- پس انداز پول و خرج هوشمندانه
- برقراری تماس چشمی هنگام صحبت با دیگران
- پیدا کردن یک کتاب در کتابخانه
- کادو کردن یک هدیه
- خواندن روزنامه
- زمان گذاشتن برای افراد مستمند
- مستقل بودن و تکیه بر خود
- سرفه و عطسه در دستمال شخصی
- رهبری کردن یک گروه
- آموختن زبان دوم، بخصوص انگلیسی
- سؤال پرسیدن
- نگهداری از کودک
- مدیریت استرس
- تمایز خواسته ها از نیازها
- فن مذاکره و گفتگو
- نوشتن انشاء و مقاله
- جمع، تفریق، ضرب و تقسیم بدون استفاده از ماشین حساب
- کنار آمدن با افرادی که علاقه چندانی به آنها ندارند
- برخورد با اتفاقات دلخراش
- جشن گرفتن و تبریک گفتن به دیگران
- کنار آمدن با ناامیدی و ناکامی در عشق
- تعویض یک لاستیک پنچر
- استفاده از کپسول اطفاء حریق
- پختن کیک
- گوش دادن
- شطرنج


شما هم اگر مهارتی ضروری برای آموزش به فرزندانتان می شناسید، میتوانید در بخش نظرات آن را با دیگران به اشتراک بگذارید.


نوشته شده توسط: موسی نایینی | آخرین ویرایش:جمعه 30 خرداد 1393 | نظرات ()

دنبالک ها: مشکلات عصبی زوجین چگونه به‌وجود می‎آید؟ ،
برچسب ها: زناشویی ،

فریبندگی رسانه های اجتماعی؛ آیا فیسبوک تنها ترمان می کند؟

javahermarket

جمعه 22 فروردین 1393  03:19 ب.ظ

نوع مطلب :موفقیت  ،اقتصاد  ،سلامت  ،راه رسم زندگی  ،

فریبندگی رسانه های اجتماعی؛ آیا فیسبوک تنها ترمان می کند؟









عادت دارید مدام فیسبوک، توییتر، اینستاگرام یا هر شبکه اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را چک کنید؟ اگر اینطور است، این احتمال وجود دارد که بدون اینکه بدانید اسیر آنها شده اید. یعنی در دام تکیه کردن به آنها برای مورد تایید قرار گرفتن و حس تعلقی که هیچوقت به طور کامل فراهم نمیکنند، افتاده اید. به همین خاطر است که دوباره و دوباره به آن سر میزنید. ولی هیچوقت برایتان کافی نیست.

اشتباه متوجه منظورم نشوید. من فیسبوک، توییتر و همه ابزارهای رسانه های اجتماعی را که باعث میشوند با دوستان، خانواده ام و آدمهای فوق العاده دیگر مثل شما که هیچوقت ملاقاتشان نکرده ام در ارتباط باشم را دوست دارم. اما بااینکه ابزارهایی بسیار مفید هستند، خیلی مهم است که بفهمیم واقعاً چه هستند. همچنین خیلی مهم است که بیش از اندازه به آنها وابسته نشویم و از آنها انتظاری داشته باشیم که قادر به برآوردن آن نیستند.

خیلی راحت میشود به قدردانی آنی که وقتی کسی پست جدیدمان در فیسبوک را لایک میکند احساس میکنیم اعتیاد پیدا کرد. شبکه های اجتماعی در عین اینکه به ما احساس غرور میدهند اما حساسیتهایمان را هم تحریک میکنند. ما را با این وعده اغوا میکنند که اگر به اندازه کافی دوست و لایک جمع کنیم، واقعاً احساس مهم بودن خواهیم کرد. اما متاسفانه در این مورد هم مثل هر اعتیاد دیگری، هر چقدر لایک به دست بیاوریم باز راضی نشده و باز به دنبال پستها، لایکها و دوستان جدیدتر خواهیم بود. 

تحقیقات مرکز بین المللی رسانه ها و برنامه های عمومی (ICMPA) عادات مشترکین رسانههای اجتماعی را بررسی کرده و دریافته است که هرچه افراد وقت بیشتری را برای شبکه های آنلاین اجتماعی صرف میکنند، کیفیت شبکه های آفلاین آنها و روابطشان کاهش مییابد. دلیل آن خیلی ساده است: برای ساختن روابط عمیق و درست، هیچ چیز نمیتواند جایگزین مکالمات و گفتگوهای حضوری قدیم -- که نمیتوانیم پشت صفجه های کامپیوتر یا موبایل خودمان را پنهان کنیم -- شود.

این مشکل چند وجهی است. زمانی که برای ارتباطات آنلاین صرف میکنیم، نه تنها تمایل ما را به ارتباطات حضوری از بین میبرد بلکه اعتماد به نفس ما را برای شرکت کردن در مکالمات واقعی با افراد واقعی درمورد مسائل و مشکلات واقعی زندگی پایین میآورد. درواقع شبکه های اجتماعی راهی برای فرار و خودداری از روبه رو شدن با قسمتهایی از زندگیمان که دوست داشتیم متفاوت می بود، میباشد. 

یک تحقیق که توسط یک دانشجوی دکترا عضو مرکز بین المللی رسانه ها و برنامه های عمومی  در دانشگاه مریلند انجام گرفت به طور شگفت آوری نشان داد که تعداد بسیار زیادی از دانشجویان سراسر دنیا بدون دسترسی به این رسانه ها نه تنها ارتباط با دوستان خود را سخت میبینند بلکه حس غرور فردی خود را هم دچار مشکل میبینند.

سایتهای آنلاین به افراد وعده میدهند که فرد به خود اجازه تحسین ظاهر خود را بدهد، زندگی خود را دوست داشته باشد و عشقی رویایی را تجربه کند. اما وقتی آفلاین میشویم و با واقعیت زندگی خود روبه رو میشویم، به چه قیمتی از زندگی واقعیمان – ازدواجمان، جسممان، هزینه هایمان، کارمان و دوستیهایمان – تمام خواهد شد؟ درست همانطور که اکثر کاربران این شبکه ها هیچوقت نمیتوانند فقدان زندگی واقعی خود را با آن جایگزین کنند و روابط اینترنتی هیچوقت قادر نخواهد بود جایگزین یک ارتباط واقعی شود. 

تحقیقی که توسط انجمن جامعه شناسی امریکا انجام گرفت مشخص کرد که تعداد افرادی که ادعا میکردند نمیتوانند درمورد مسائل مهم زندگی خود با کسی صحبت کنند طی دو دهه گذشته سه برابر شده است. حدود 48 درصد از شرکت کنندگان این تحقیق فقط یک فرد قابل اعتماد در زندگی خود داشتند که در مقایسه با تحقیقی که در 25 سال گذشته انجام گرفته بود، این عدد یک سوم شده است.

رسانه های اجتماعی ترسویی را در افراد کم میکند.  این شبکه ها به فرد حس شجاعت میدهد که قدرت گفتن حرفهایی را پیدا میکنند که در زندگی واقعی هیچوقت شهامت گفتن آن را ندارند. همچنین راههای بسیار سادهای پیش پای افراد قرار میدهد که خود را پشت صورتک ساختگی که برای خود تعریف کرده اند پنهان کنند. طی زمانهایی که بیشتر ما باید شهامت داشته باشیم، شبکه های اجتماعی ما را ترسو میکند. طوریکه میبینیم در برخوردهای واقعی با دیگران قادر به برقراری ارتباط چشمی نیستیم، نمیتوانیم در گفتگوها حتی کسانی که بسیار نزدیکمان هستند، شرکت کنیم. اما این شبکه ها محلی امن برای ما هستند که تا هر میزان که خواستیم از خودمان را آشکار میکنیم. از طرف دیگر کسانی که دور و برمان هستند ما را آسیب پذیر میکنند و جایی برای پنهان شدن برای ما نمیگذارند. 

با نفوذ تکنولوژی به زندگی ما باید خیلی بیشتر از قبل برای از دست ندادن اطرافیانمان دقیق باشیم. باید دستگاههایمان را خاموش کرده و بتوانیم بلادرنگ خودمان را در دسترس اطرافیانمان قرار دهیم. ارتباطات واقعی نیازمند میزانی آسیب پذیری هستند – باید نقابهایی که تکنولوژی از طریق فرصت پنهان کردن خودمان را برایمان ایجاد کرده کنار گذاشته و برای نشان دادن خود واقعیمان و اینکه واقعاً در زندگیهایمان چه میگذرد آماده باشیم. 

باید بدانید که این فیسبوک، توییتر، اینستاگرام یا گوگل نیستند که ما را تنها کرده اند. این خود ما هستیم که موجب تنهایی خودمان شده ایم. این شما هستید که میتوانید تصمیم بگیرید از این ابزارها چطور استفاده کنید. وقتی تکنولوژی شکل زندگی ما را عوض میکند، این ما هستیم که باید فکر کنیم برای حفظ روابطمان چه باید بکنیم. نباید به این شبکه ها برای چیزی که واقعاً ندارند – که آن هم عنصر انسانی است که در روابط واقعی وجود دارد - وابسته شویم.

فقط زمانیکه بتوانیم هوشیارانه دستگاههایمان را خاموش کنیم، ترس از طرد شدن را در آغوش بکشیم و با اطرافیانمان وارد ارتباط شویم است که میتوانیم به روابط معنادار و راضی کنندهای که برای حس تکامل به دنبال آن هستیم دست پیدا کنیم. اینکار شهامت میخواهد. اما مطمئن باشید که ارزشش را دارد.


نوشته شده توسط: موسی نایینی | آخرین ویرایش:پنجشنبه 29 خرداد 1393 | نظرات ()

دنبالک ها: جذب مشتری در ۴۶ ثانیه در تجارت الکترونیک ،
برچسب ها: فریبندگی رسانه های اجتماعی؛ آیا فیسبوک تنها ترمان می کند؟ ،

۱۰ راه برخورد با استرس مالی

javahermarket

جمعه 22 فروردین 1393  03:03 ب.ظ

نوع مطلب :موفقیت  ،راه رسم زندگی  ،سلامت  ،

۱۰ راه برخورد با استرس مالی



آیا تابحال دچار استرس مالی شده‌اید؟ آماری درمورد تعداد افرادیکه دچار استرس مالی هستند وجود ندارد اما اگر شما هم یکی از آنها هستید، بدانید که تنها نیستید. در این مقاله به چهار علت پایه استرس مالی اشاره می‌کنیم و ۱۰ نکته برای برخورد موثر با آنها عنوان می‌کنیم تا بتوانید زندگی آرام‌تری داشته باشید.

چطور با استرس مالی برخورد کنید

نرخ بالای بیکاری، اجاره‌خانه و پول بنزین مسائلی واقعی هستند که قابل کنترل نیستند اما به شدت بر وضعیت حساب‌بانکی ما اثر می‌گذارند. اما خیلی مهم است که بدانیم استرس چیزی جز واکنش بدنتان به یکسری اتفاقات نیست. کمی به آن فکر کنید. در مواجهه به یک مسئله اورژانسی -- مثل آتش گرفتن خانه‌تان یا نزدیک شدن یک طوفان -- بعضی می‌ترسند و بعضی دیگر کاملاً آرام می‌مانند و کنترلشان را از دست نمی‌دهند. موقعیت برای همه یکسان است اما روشی که هر فرد به آن واکنش می‌دهد متفاوت است.

کاملاً ممکن است که واکنش بدنتان به استرس را آرام کنید تا بتوانید خوب فکر کرده و راه‌حلی پیدا کنید، حتی اگر مسئله‌ای که موجب استرستان شده است از بین نرفته باشد. بااینکه ممکن است نتوانید هیچوقت همه استرس‌های زندگی‌تان را از بین ببرید، کنترل و مدیریت کردن آنها می‌تواند به ارتقاء روابط، سلامتی و حس عمومی تندرستی‌تان کمک کند.

چه چیز موجب استرس مالی می‌شود؟

خیلی‌ها از این مسئله که چه اتفاقی برای پولشان می‌افتد دچار اضطراب می‌شوند. آنها باید ببینند مشکلشان دقیقاً کجاست تا بتوانند موثرترین راه‌حل را پیدا کنند. این اولین قدم است --اینکه بفهمید استرستان دقیقاً از کجا می‌آید. وقتی مسائل را بررسی کردید به چهار دلیل اصلی می‌رسید که چرا افراد درمورد مسائل مالی‌شان دچار اضطراب می‌شوند.

استرس مالی ۱: غرق شدن

اولین علت استرس زمانی است که هزینه‌های زندگی شما از درآمدتان بالاتر برود و نتوانید سرتان را بالای آب نگه دارید. این چیزی است که ما به آن غرق شدن می‌گوییم. مطمئناً می‌توانید حدس بزنید که اگر بطور مداوم بیشتر از آنچه درمی‌آورید، خرج کنید چه اتفاقی می‌افتد. شروع می‌کنید با رفتن زیر بار بدهی کمی به وضعیت مالی‌تان سر و سامان بدهید. و این کار شما را بیشتر و بیشتر غرق می‌کند.

استرس مالی ۲: بقای بی ثمر

دلیل دوم استرس زمانی است که از نظر مالی مشکلی ندارید اما احساس می‌کنید که آب در هاون می‌کوبید. این می‌تواند زمانی اتفاق بیفتد که با درآمدتان می‌توانید قبض‌ها را پرداخت کنید اما همیشه حسابتان صفر است. وقتی نمی‌توانید بالاتر از سطح هزینه‌هایتان بروید و کمی پول پس‌انداز کنید و اندوخته‌ای برای آینده‌تان داشته باشید، می‌تواند موجب نگرانی و استرس مالی شود.

استرس مالی ۳: بدهکاری

دلیل سوم استرس بدهی مالی است -- حتی اگر قادر به پرداخت هزینه‌هایتان باشید و کمی برای آینده‌تان پس‌انداز کنید. داشتن هر مقدار بدهی اگر باعث شود احساس استرس کنید یا  احساس کنید برای پرداخت سررسید پرداخت‌ها به فرد طلبکار منابعتان را هدر می‌دهید، می‌تواند منبع استرس شود.

استرس مالی ۴: پیچیده‌سازی

آخرین علت استرس این است که احساس کنید هزینه‌هایتان کمی پیچیده شده یا از کنترلتان خارج شده است. این زمانی اتفاق می‌افتد که هیچ سازماندهی برای خرج و مخارجتان نداشته باشید، حساب‌های بانکی متفاوتی داشته، هیچ برنامه مالی نداشته باشید و یا لازم باشد برای اولین بار شروع به مدیریت هزینه‌هایتان کنید.

پول و خوشبختی

کاملاً ممکن است که واکنش بدنتان به استرس را آرام کنید تا بتوانید خوب فکر کرده و راه‌حلی پیدا کنید، حتی اگر مسئله‌ای که موجب استرستان شده است از بین نرفته باشد.

خیلی افراد تصور می‌کنند که اگر پول بیشتری داشته باشند، همه استرس‌هایشان ناپدید شده و به خوشبختی خواهند رسید. در بعضی موارد درآوردن پول بیشتر راه‌حل مشکلات مالی است. بعنوان مثال اگر بیکار باشید یا حقوق‌تان مکفی نباشد، احتمالاً تازمانیکه به درآمدی که بتوانی روی آن حساب کنید نرسید، استرستان از بین نخواهد رفت. اما برای خیلی افراد، داشتن پول بیشتر باعث می‌شود سبک‌ زندگی‌شان را طوری تغییر دهند که نه استرس‌شان را کمتر کرده و نه خوشبختی بیشتری برایشان به ارمغان می‌آورد. بنابراین به خاطر داشته باشید که هیچکس از استرس مالی ایمن نیست، نه حتی افراد فوق‌العاده ثروتمند.

۱۰ نکته برای برخورد با استرس مالی

برای اکثر افراد بهترین راه برای برخورد با استرس مالی این است که درمورد خرج و مخارجتان هوشیارتر عمل کنید و دیدگاهتان درمورد وضعیت را تغییر دهید. در زیر به نکات و تکنیک‌هایی برای مقاوم کردن خودتان دربرابر استرس مالی اشاره می‌کنیم:

۱. زبانتان را تغییر دهید. بااینکه ممکن است به نظرتان کلیشه‌ای بیاید اما داشتن یک رویکرد مثبت و استفاده از زبانی مثبت می‌تواند واکنش استرس شما را به مسائل مالی در زندگی‌تان تغییر دهد. مثلاً هیچوقت نگویید که نمی‌توانید درآمدتان را بالا ببرید یا باید مخارجتان را کمتر کنید. درعوض، بگویید من می‌خواهم درآمدم را بالا ببرم و مخارجم را کمتر خواهم کرد. ایجاد تغییر در زبانتان  اولین قدم برای  ایجاد تغییر در نگرش فکری‌تان است.

۲. چارچوب فکری‌تان را تغییر دهید. نگرش شما نسبت به هزینه‌هایتان و حرف زدن درمورد آنها می‌تواند احساس شما را نسبت به آن تغییر دهد. درمقابل، حسی که نسبت به پولتان دارید، به شدت برای نحوه مدیریت و کنترل شما و برخوردتان با چالش‌های مالی اثر می‌گذارد. به خاطر داشته باشید که عمل همیشه مهمتر از فکر و عقیده است.

۳. قدرتتان را بشناسید. به طور کلی، افراد وقتی تصور می‌کنند که موقعیتی خارج از کنترلشان است بیشتر استرس می‌گیرند. به همین علت است که خیلی‌ها برای سفر با هواپیما احساس ناراحتی می‌کنند. درمورد پول خودتان، همیشه قدرت ایجاد تغییر را دارید، از اینرو باید تشخیص دهید که انتخاب‌های مختلفی پیش رو دارید و می‌توانید مشکل مالی‌تان را بهتر کنید.

۴. روی مثبت‌ها تمرکز کنید. به جای اینکه مدام به این بپردازید که چه چیزی درمورد هزینه‌هایتان اشتباه است، به این فکر کنید که باید قدردان چه باشید. ببینید چه جنبه‌های خوبی هم دارد، با مشکلاتتان به آرامی برخورد کنید و تصمیم بگیرید که از مشکلاتتان درس بگیرید. 

۵. در زمان حال زندگی کنید. خیلی اوقات استرس مالی به دلیل فکر کردن به بدترین اتفاق‌هایی است که ممکن است در آینده رخ دهد. شما می‌توانید یک موقعیت را در ذهنتان آنچنان بزرگنمایی کنید که کم‌کم احساس کنید قلبتان درد گرفته و دست‌هایتان شروع به عرق کردن می‌کنند. به خودتان یادآور شوید که شما در زمان آینده زندگی نمی‌کنید--در زمان حال هستید که کنترل کامل روی آن را دارید.

۶. فکر شکست را از خود دور کنید. هیچوقت تصور نکنید که یک مشکل مالی نشانه شکست شخصی یا ضعف است. موقعیتتان هرچه که باشد، به خودتان یادآور شوید که چیزی نیست که میلیون‌ها فرد دیگر در دنیا را تحت‌تاثیر قرار نداده باشد. 

۷. یک وقفه استرسی ایجاد کنید. برای اینکه استرس را به طریقی سالم از ذهنتان دور کنید، یک تصمیم قطعی بگیرید. بازی کردن با فرزندتان یا حیوان‌خانگی‌تان، دویدن یا پیاده‌روی، لذت بردن از یک سرگرمی، تماشای فیلم، گوش دادن به موسیقی یا انجام یوگا می‌تواند کمکتان کند.

۸. کمک مالی بگیرید. حرف زدن با یکی از دوستان عاقل، یکی از اعضای خانواده یا یک متخصص مالی می‌تواند به شما کمک کند گزینه‌ها و راه‌حل‌های خودتان درمورد مشکلات مالی‌تان را بهتر بررسی کنید. کار کردن با متخصص مالی، هوشیارانه‌ترین راه برای افتادن روی غلطک و احساس کنترل و خوش‌بینی بیشتر نسبت به موقعیتتان است.

۹. بدهی‌هایتان را کاهش دهید. اگر بدهی‌ها موجب استرستان شده‌اند، برای ایجاد یک برنامه خرج و مخارج تصمیم جدی بگیرید تا بتوانید بدهی‌هایتان هر چه زودتر پرداخت کرده و خلاص شوید. سعی کنید پرداخت بدهی‌هایتان پایین‌تر از ۴۰٪ درآمد خالص‌تان باشد.

۱۰. انتخاب کنید که ثروتتان را بالا ببرید. استفاده از پولتان برای ساختن یک آینده ایمن مالی به جای خرید کردن با آن، به شما احساس آزادی بیشتری می‌دهد. می‌توانید با خرید چیزهای کمتر که چندان هم به آنها نیاز ندارید و متعهد شدن برای پس‌انداز و کنار گذاشتن حداقل ۱۰٪ درآمدتان، استرستان را کاهش دهید.

نوشته شده توسط: موسی نایینی | آخرین ویرایش:جمعه 22 فروردین 1393 | نظرات ()

دنبالک ها: 6 فایده داشتن رویکرد مناسب در محل کار ، برای کاهش استرس‌های روزمره چای بنوشید ، راههای شارژ مغز!! ،
برچسب ها: ۱۰ راه برخورد با استرس مالی ، مالی ، استرس ، نگرانی های مالی ،
  • تعداد کل صفحات:4  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
سیستم افزایش آمار هوشمند تک باکس