۱۲ روش برای تبدیل ایده ها به واقعیت

javahermarket

شنبه 25 مرداد 1393  05:19 ب.ظ

نوع مطلب :موفقیت  ،اقتصاد  ،

۱۲ روش برای تبدیل ایده ها به واقعیت

چند مرتبه تابحال در جلسات کسی به شما گفته است که، «این ایده فوق‌العاده است، باید دست به کار شوی و آن را به واقعیت تبدیل کنی»؟ معمولاً چه اتفاقی می‌افتد؟ بیشتر اوقات، هیچ! بیشتر ایده‌های عالی به این دلیل ناکام باقی می‌مانند که افراد شجاعت، منابع، زمان یا سرمایه به مرحله عمل رساندن آن را ندارند. و آنهایی که وارد عمل می‌شوند هم اکثراً  آمادگی لازم را ندارند و درنتیجه بعد از مدتی می‌بینند که زمان و سرمایه باارزش خود را صرف آرزویی می‌کنند که در مسیر هدف نیست.

تبدیل کردن یک ایده به واقعیت (صرفنظر از زمان و سرمایه‌ای که نیاز دارد) کار ساده‌ای نیست. درواقع، خیلی هم سخت است. چه یک سرمایه‌گذار باشید و چه یک فرد اجرایی، روح دادن به ایده‌ها چیزی شبیه به بدنیا آوردن یک بچه است. صرفنظر از شرایط و موقعیت، باید مسئولیت آن را داشته باشید. هیچکس به اندازه خود شما ایده‌تان را درک نمی‌کند. در این مسیر، همه چیز پای خودتان است و لازم است که بیشتر درمورد خودتان بدانید.
شاید مقالات زیادی درمورد این موضوع نوشته شده باشد اما این مقاله به شما کمک می‌کند بفهمید برای تبدیل یک ایده به واقعیت، چه نیازهای ذهنی، فیزیکی و عقلانی دارید. شاید به این خاطر که اگر بخواهید ایده‌ای را با گذشت زمان و تغییر شرایط همیشه زنده نگه دارید، فرایند به واقعیت رساندن یک ایده، چرخه‌ای بی‌پایان است. بعنوان مثال این مسئله را در کمپانی‌هایی که براساس ایده‌های بزرگ پایه‌ریزی شده‌اند اما نتوانسته‌اند آنقدر رقابتی بمانند تا موقعیت اول خود در بازار را نگه دارند، می‌بینیم. 

همین مسئله در محل کار هم صدق می‌کند که نیروی کار خلاقیت لازم  را ندارد زیرا اکثراً طوری آموزش دیده‌اند که فقط کاری که به آنها گفته می‌شود را اجرا کنند. به همین دلیل است که در اجرای کارهای کوتاه و فوری موفق‌تر هستیم. از طرف دیگر، کارمندان برای چندبرابر کردن فرصت‌های موجود در آن کار اولیه‌ای که به آنها سپرده شده، هیچ توانایی ندارند.  بله، باید نگران توانایی رقابتی ماندن خود - چه بعنوان شخص و چه یک سازمان - باشیم.

بازار رقابتی امروز ایجاب می‌کند که همه ما ایده‌های خودمان را تبدیل به واقعیت کنیم -- یا بخشی از تبدیل ایده‌های دیگران به واقعیت باشیم. اگر در هیچکدام از این فعالیت‌ها شرکت نمی‌کنید، لازم است که هدف، موقعیت و علایقتان را دوباره ارزیابی کنید. باید قبول کنید که برای ایجاد فرصت رشد برای خودتان و سازمانی که در آن کار می‌کنید، می‌بایست رفتارها و گرایشات کارآفرینی را در خود پرورش دهید.

کارآفرینی دیگر فقط یک واژه تجاری نیست؛ یک روش زندگی است. برای اینکه بتوانید یک کارآفرین باشید، نیازی نیست که حتماً سرمایه‌گذار باشید.
آیا تابحال تصور می‌کرده‌اید که شرکت در یک فعالیت خلاقانه حرکتی غیرمسئولانه است؟ دقیقاً همینطور است - آنهم نه فقط برای خودتان بلکه برای اطرافیانتان.

اگر به این فکر می‌کنید که چطور می‌توانید گرایشات و رفتارهای کارآفرینانه را در خودتان تقویت کنید، در زیر به ۱۲ مورد از این روش‌ها اشاره می‌کنیم، روش‌هایی که کمکتان می‌کند ایده‌های فوق‌العاده خود را به واقعیت تبدیل کنید.

۱. خودتان را باور داشته باشید.

تا زمانیکه خودتان را به حد کافی باور نداشته باشید که بتوانید عواقب تصمیمتان را بپذیرید، نمی‌توانید وارد عمل شوید. هر زمان که این مسئولیت را قبول کردید که چیزی که قبلاَ وجود نداشته را به واقعیت تبدیل کنید، مسئول اعمالتان هستید.

مسئولیت‌پذیری نیازمند باور داشتن به خودتان است تا جاییکه ۱۰۰٪ به کاری که باید انجام شود متعهد شوید. بیشتر افراد به این دلیل نمی‌توانند ایده‌ای را به عمل برسانند که چالش‌ها و مشکلات غیرقابل‌پیش‌بینی بیشتر از چیزی می‌شود که تصورش را می‌کردند بتوانند تحمل کنند و به همین دلیل دیگر مسئولیت‌پذیری نداشته‌اند. آنها اعتماد به خودشان را از دست می‌دهند و دیگر نمی‌توانند به انتهای راهشان نگاه کنند.

۲. مشاوران مخصوص خودتان را داشته باشید.

از آنهایی که قبلاً آن کار را انجام داده‌اند درس بگیرید. هیچوقت فکر نکنید که چون ایده شما بوده است، پاسخ همه سوال‌ها را دارید. ایده‌پردازی تفاوت زیادی با اجرای ایده‌ها دارد.

اجازه بدهید مشاوران مخصوصتان شما را با درس‌هایی که از شکست‌ها و موفقیت‌های خود گرفته‌اند، راهنمایی کنند. 

اگر می‌خواهید سرمایه‌گذاری موفق باشید، باید به حرف‌های همه گوش دهید چون نمی‌دانید دقیقاً کی ممکن است یک ایده خوب از دهان کسی بشنوید. توصیه‌هایی که از این و آن می‌شنوید خوبند اما لزوماً همه آنها درست نیستند. آدم‌های کمی هستند که دانش لازم درمورد کار شما را داشته باشند. نظراتشان را تجزیه و تحلیل کنید تا بتوانید از آنها سر در بیاورید و سعی کنید تفکر پشت نظرات منفی را درک کرده و بعد به تنهایی تصمیم‌گیری کنید.

بااینکه داشتن یک گروه مشاوران مخصوص بسیار عالی است اما باید دقت کنید که نگذارید آنها در دیدگاه شما دخالت کنند.

خودتان باید به دقت همه نظرات را بررسی و ارزیابی کنید و در آخر با غریزه خودتان جلو بروید.

۳. خطر کردن (ریسک) باید بهترین دوست شما باشد.

وقتی ایده‌ای خلق می‌کنید، خطر کردن بهترین دوست شما می‌شود. اگر بتوانید این واقعیت را بپذیرید، با دیدگاهی به این فرایند نزدیک خواهید شد که همه آمال و آرزوهایتان را کنترل‌شده نگه می‌دارد. وقتی اوضاع آنطور که برنامه‌ریزی شده بود پیش نرفت، روی کاری که در دست دارید متمرکز شوید و اجازه ندهید این اختلال شما را به عقب برگرداند. خطر کردن کاملاً طبیعی است و مراحل ۱ و ۲ باعث می‌شود همیشه نگاهتان رو به جلو باشد.

خیلی وقت‌ها می‌شنوید که «کوشش و تلاش زیاد» یکی از اصل‌های مهم تبدیل کردن ایده‌ها به واقعیت است. اما درواقع، این بنیادی‌ترین تعهدی است که فرد باید برای هر نوع مدیریت خطر داشته باشد. اگر می‌خواهید به این مسیر ادامه دهید، باید راهی برای ایجاد این سطح تعهد پیدا کنید.

۴. شدیداً صبور باشید.

مصالحه کردن یک انتخاب است نه فداکاری. خیلی به خودتان فشار نیاورید. سعی کنید از این مسیر لذت ببرید و درک کنید که اوضاع چطور پیش می‌رود. بیشتر افراد آنقدر برای رسیدن به نتیجه دلخواهشان مضطرب می‌شوند که کم‌کم تصمیم‌گیری‌هایشان بدتر و بدتر می‌شود.

یک چیز کاملاً مشخص است: این مسیر مطمئناً پر از نتیجه‌های غیرقابل پیش‌بینی خواهد بود که ممکن است شما آمادگی برخورد با آنها را نداشته باشید. نباید اجازه دهید این مسئله شما را ناامید کند. سرتان را بالا نگه دارید و به این مسیر و جایی که شما را به آن می‌رساند احترام بگذارید. مطمئن باشید که چیزهای زیادی درمورد آستانه ریسک‌پذیری خودتان یاد خواهید گرفت. به همین ترتیب،  یاد خواهید گرفت که خیلی‌ها آماده‌اند سر راهتان قرار گیرند و شما را پایین بکشانند. این دقیقاً همان جایی است که سفر برایتان ناراحت‌کننده می شود. باید بطور مداوم کسانی که با آنها همسفر شده‌اید را ارزیابی کنید.

۵. یاد بگیرید چطور نظراتتان را به دیگران بقبولانید.

تبدیل ایده‌تان به واقعیت مستلزم این است که کاری کنید بقیه هم دیدگاه شما را درک کنند. باید به روشنی ایده‌تان را برای سایرین توضیح دهید و نشان دهید که چطور این ایده می‌تواند منتهی به سود و درآمد شود. توضیح دادن درمورد ایده‌های بزرگی که خودتان هیچ درکی از طریقه سوددهی آن ندارید، هیچوقت مخاطب درست سر راه شما قرار نمی‌دهد. 

برای توضیح درمورد ایده‌تان رمز کار سادگی است. اینکه بتوانید خیلی ساده دیگران را از موضوع ایده‌تان باخبر کنید باعث خواهد شد آن را بهتر درک کرده و احتمال قبول کردن آن افزایش خواهد یافت. این مهارت وقتی می‌خواهید  به سرمایه‌گذاران احتمالی درمورد ایده‌تان توضیح دهید اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

۶. نقطه‌ها را به هم وصل کنید.

هر چیزی به چیز دیگری وصل است. باید یاد بگیرید که چطور راه وصل شدن این نقطه‌ها به هم را پیدا کنید. چیزی که ممکن است امروز «ایده اصلی» شما باشد، وقتی افکار دیگری که می‌تواند با ایده شما مرتبط باشد را به هم وصل می‌کنید، می‌تواند به چیز بزرگتری تبدیل شود.

هیچوقت دست از وصل کردن نقطه‌ها به هم برندارید.

۷. به کارتان علاقه داشته باشید.

برای عالی بودن باید عشقتان را نشان دهید. اگر در هر کاری که انجام می‌دهید، عشق و علاقه بگذارید، قدرت این را پیدا خواهید کرد که پیشرو و پیشقدم باشید. راه‌هایی را خواهید رفت که افراد کمی جرات آن را دارند و این عشق و علاقه درهای جدیدی را به سمتتان باز خواهد کرد.

توانایی شما برای حفظ این شور و علاقه یکی از رموز موفقیت ایده شماست.

۸. هدفمند باشید.

قصد شما از ایده‌تان باید هدف و مفهوم داشته باشد. اگر اینطور نباشد، احتمال اینکه در نیمه راه دست از کار بکشید بسیار زیاد است. همچنین احتمال اینکه مدام برای خودتان بهانه ‌های بیجا بیاورید هم بیشتر می‌شود. 
سرمایه‌گذاران باید به کاری که انجام می‌دهند عشق و باور داشته باشند، در غیراینصورت شکست خواهند خورد. باید به خودتان و همه آنهایی که از ایده شما حمایت می‌کنند، متعهد شوید. هدف شما این است که ایده‌تان را اجرا کرده و کاری کنید که بقیه هم آن را باور کنند. هدف عشق و علاقه شما را هم تقویت می‌کند و باعث می‌شود در مسیری که پیش گرفته‌اید تنها نباشید. 

۹. حرکت ایجاد کنید.

با دقت همه منابع خودتان را مشخص کنید و با کمک روابط، شبکه‌‌سازی و تقسیم منابع، فرصت گسترده‌تر شدن ایده‌هایتان را بیشتر کنید. ایجاد حرکت یکی از ملزومات تبدیل ایده‌هایتان به واقعیت است.

ایجاد حرکت تا حد زیادی با زمانبندی و مدیریت و گسترش منابع در ارتباط است. هر منبعی اهمیت دارد. باید بدانید چه زمان باید و چه زمان نباید از آن استفاده کنید تا بهترین استفاده ممکن را از مکان و زمان مناسب از آنها ببرید.

۱۰. همیشه به فکر بهتر کردن ایده‌هایتان باشید.

هیچوقت مغرور نشوید. همیشه جا برای بهتر شدن ایده‌هایتان وجود دارد. وقتی کم‌کم می‌توانید ببینید که نقطه‌ها چطور به هم وصل می‌شوند، خودتان و مشاورانتان را به چالش بکشید تا ایده‌هایتان را حتی بهتر از این کنید.

این دقیقاً همان کاری است که استیو جابز با کمپانی اپل، پیکسار انیمیشن و باز هم اپل کرد. پیشرفت‌های پشت سر هم یکی از رموز اسطوره شدن اوست. او همیشه به فکر بهتر کردن ایده‌هایش بود. 

۱۱. توازن کار/زندگی باید یکی از اولویت‌هایتان باشد.

مهم نیست که تا چه اندازه هوشمندانه، با علاقه و متمرکز کار می‌کنید، اگر توازن نداشته باشید، همیشه در معرض فرسودگی شغلی خواهید بود. ذهن، جسم و روح شما باید هم‌تراز شوند. ایجاد توازن بین کار و زندگی‌تان را باید به صورت یک اولویت درآورید. اینکار ذهنتان را بازتر شده و همه چیز را مدنظر قرار دهید.

اینکه بتوانید ایده‌ای را با موفقیت به واقعیت تبدیل کنید، دوی ماراتن است نه دو سرعت. سرعتتان را باید طوری تنظیم کنید که روی کاری که در دست دارید متمرکز شوید. ذهنتان را بی‌اندازه درگیر نکنید؛ کمی به خودتان فضای تنفس بدهید و سعی کنید خلاقیتتان را تقویت کنید.

۱۲. میراث ایده‌تان را ماندگار کنید.

تصور می‌کنیم که متعهد شده‌اید که مسئولیت ۱۱ مورد اول را بپذیرید و در این مورد موفق هم بوده‌اید. ایده اصلی شما متولد شده و تاثیر آن اکنون به جوانب مختلفی که در ابتدای کار اصلاً فکرش را هم نمی‌کردید تعمیم یافته است. فرصت‌هایی که برای خودتان و دیگران ساخته‌اید بسیار پراهمیت بوده و موفقیت ایده‌تان الان دیگر واقعی به نظر می‌رسد. ایده شما الان به چیزی بسیار مهم‌تر تبدیل شده و دیگر با خودتان است که میراث آن را ماندگار کنید.

وقتی به ایده‌تان زندگی بخشیدید، این مسئولیت شماست که تاثیر آن برای همیشه زنده بماند.

نوشته شده توسط: موسی نایینی | آخرین ویرایش:جمعه 24 مرداد 1393 | نظرات ()

برچسب ها: ۱۲ روش برای تبدیل ایده ها به واقعیت ،

چگونه خلاق باشیم

javahermarket

شنبه 25 مرداد 1393  04:52 ب.ظ

نوع مطلب :موفقیت  ،راه رسم زندگی  ،

چگونه خلاق باشیم
تاثیر خلاقیت در زندگی انسان و ابعاد مختلف آن کاملا مشهود است. بطوری که افراد موفق در زندگی اغلب افرادی هستند که از قدرت خلاقیت خود استفاده بیشتری برده‌اند و مسیرهای پیشرفت و موفقیت و پیروزی را برای خود هموار ساخته‌اند. بر این اساس امکانات مادی و سایر امکانات و عوامل به تنهایی نخواهند توانست در موفقیت فرد موثر باشند. در صورتی‌که یک فرد خلاق در نبود این امکانات نیز می‌تواند از شرایط و امکانات موجود بهره بیشتری برده به نتایج دلخواه خود برسد. می‌توان قدرت خلاقیت خود را افزایش داد و صفات و ویژگی‌هایی را در خود شناسایی و تقویت کرد که به این امر کمک کنند. 

موانع خلاقیت

عموما موانع بروز خلاقیت ریشه در دوران کودکی و تربیت نادرست دارد. اما در هر سنی می‌توان چنین نقص‌ها و کمبودها را با استفاده از روش‌ها و شیوه‌هایی جبران کرد. افرادی‌ که از انتقاد و شکست می‌ترسند، افراد خلاقی نخواهند بود. همینطور افرادی که از افراد دیگر تبعیت می‌کنند و منتظر هستند ببینند دیگران چه می‌کنند تا آنها نیز دست به کار شوند. این افراد قدرت عملی از خود ندارند و دائما به دیگران وابسته هستند و چون کارهای خود را بر اساس این وابستگی انجام می‌دهند کمتر از قدرت ذهنی و خلاقیت خود استفاده می‌کنند.

توجه به مسائل تکراری و روزمره زندگی ، داشتن یک زندگی یکنواخت و عادت کردن به این شرایط فرد را دچار رکود و کسالت می‌سازد. این افراد تمایل دارند در شرائط فعلی خود باقی بمانند و حاضر نیستند زحمتی به خود بدهند و شرایط را به صورت دیگری درآورند. همینطور انسان‌هایی که انعطاف ناپذیرند و نمی‌خواهند تغییرات بیرونی و درونی را بپذیرند، خلاقیت خود را مدفون می‌سازند. اینها افرادی هستند که یک مسیر یکنواخت و ساده را برای زندگی خود انتخاب می‌کنند و یا بطور تصادفی در آن مسیر قرار می‌گیرند و حاضر نیستند غیر از آن مسیر در مسیر دیگری قرار بگیرند. بطور کلی داشتن اعتماد به نفس پائین ، عزت نفس پائین ، رکود و کسالت ، داشتن اهداف ساده و سطحی در زندگی و... از موانع اصلی در رشد و بروز خلاقیت هستند. 



تصویر

ویژگی‌های افراد خلاق

این افراد دوران کودکی پرفراز و نشیب ، متنوع و پررخدادی داشته‌اند. از لحاظ شخصیتی به طور کلی انسان‌هایی هستند خطرپذیر و اهل ریسک بطوری ‌که از شرایط و موقعیت‌های جدید نمی‌ترسند و به دنبال موفقیت و رسیدن به پیروزی تلاش می‌کنند و هر چند برای آنها خطراتی داشته ‌باشد، مصر هستند و پشتکار فوق‌العاده‌ای دارند. کارها را تا به انتها پیش می‌برند تا زمانیکه به نتیجه دلخواه خود برسند.

افراد خلاق خود را مقید به یک کار خاص نمی‌کنند و سعی می‌کنند از فرصت‌ها و زمان‌هایی که در اختیار دارند نهایت استفاده را ببرند و پویا و پر تحرک هستند و فعالیت‌های متنوعی را در زندگی خود انجام می‌دهند. با انگیزه هستند، پر نیرو و انرژی به نظر می‌رسند و دائما در پی فرصت‌هایی هستند که تجارب جدیدی را برای آنها به ارمغان می‌آورند. از کار و فعالیت ترس ندارند و کمتر احساس خستگی می‌کنند. از فعالیت‌هایی که انجام می‌دهند، لذت می‌برند و در مقابل بیکاری و داشتن اوقات فراغت زیاد برای آنها کسل‌کننده و خسته‌کننده است. مسئولیت‌های بیشتر و بزرگ‌تری را می‌پذیرند و تلاش می‌کنند به بهترین وجه کار خود را به انجام برسانند.

افراد خلاق پذیرای افکار نو هستند و سعی می‌کنند از افکار نو و جدید برای رسیدن به اهداف خود و سر و سامان دادن به آنها بهره ببرند. مستقل هستند، با اعتماد به نفس و شوخ‌طبع هستند. روابط اجتماعی خوبی دارند و به طور کلی در تمام وقایع زندگی به دنبال تجارب جدید هستند. و این امر به آنها انرژی و امید فزاینده‌ای می‌دهد. خود را به خاطر موفقیت‌های خود تشویق می‌کنند. راهکارهای خوبی ارائه می‌دهند و معمولا دنبال‌رو و پیرو دیگران نیستند. در عین حال غبارگر نیز نیستند و تلاش نمی‌کنند دائما در خلاف جهت رودخانه شنا کنند. 

تفاوت قدرت و خلاقیت

حس کنجکاوی خود را افزایش دهید. از مسائل ماده شروع کنید و ببینید مسائل پیرامون شما چرا به این صورت هستند که آیا می‌توانند طور دیگری باشند تا نتیجه بهتری از آنها گرفت. از خود سوال کنید و جواب‌های متنوعی برای آنها پیدا کنید. ساده از کنار مسائل عبور نکنید. این مسائل می‌تواند شیوه چیدن دکور در منزلتان باشد یا یک خبر علمی ، سیاسی ، اجتماعی و...

مسیرهای نو را در زندگی خود امتحان کنید. این کار را می‌توانند از تغییر مسیر همیشگی خود از منزل به محل کار یا تحصیل شروع کنید. آیا همیشه فقط از یک مسیر استفاده کرده‌اید؟ آیا مسیرهای دیگر نیز هست؟ این مسیرها را امتحان کنید. کارهایی از این قبیل تنوع زیادی در زندگی شما ایجاد می‌کند. عادات خود را نیز تغییر دهید و سعی کنید مدتی برخلاف آن عادات رفتار کنید. آیا همیشه از یک دسر خاص استفاده می‌کنید؟ آیا همیشه از یک روزنامه فروشی می‌خرید؟ اگر اینطور هست پس زود دست به کار شوید و تنوع را در زندگی خود بیشتر کنید. 

برای مشکلاتی که در زندگی برایتان پیش می‌آید، راههای مختلفی پیدا کنید و سعی نکنید آنچه را که زودتر به ذهنتان می‌رسد و ساده‌تر است انجام دهید. به فکر تغییرات مثبت در زندگی خود باشید و آنها را در زندگی خود اعمال کنید. از تصورات خلاقانه استفاده کنید. و ذهن خود را به خلاقیت عادت دهید. 

به مسائلی که به یکباره در ذهنتان ایجاد می‌شود، توجه کنید.

انسان ذهن پوپا و فعال دارد و اغلب در لحظات خیلی زودگذر و دارای مطالبی هستند که می‌توانند بسیار خلاقانه و مفید باشند. به این افکار ارزش و بها دهید و برای این کار می‌توانید یادداشت برداری کنید. یادداشت‌برداری از افکاری که به طور گذرا به ذهن خطور می‌کنند و خلاقیت‌هایی هر چند جزئی و بی‌ربط که به ذهن شما می‌رسند، می‌توانند بسیار سودمند باشند و سر منشا فعالیت‌های بزرگ. ثبت این افکار گذرا در یک دفترچه یادداشت کوچک و جیبی وابسته شخصی و خصوصی به نظم افکار شما کمک می‌کند. در مواقع لزوم با کنار هم قرار دادن این افکار می‌توانید تصمیمات جدی و مهمی بگیرید.

این دفترچه یادداشت همیشه باید همراه ما باشد. چون این افکار خلاقانه اغلب زودگذر ظاهر می‌شوند و شاید نتوانند مدت زیادی در ذهن ما دوام داشته ‌باشند و خیلی زود پاک می‌شوند. از شرایطی که در درد سر افتاده‌اید، در تنگنا قرار گرفته‌اید و... استفاده بهینه ببرید. در این شرایط باور کنید که قدرت خلاقیت شما فزونی می‌یابد می‌توانند راههای مفیدی برای حل مشکل برایتان فراهم کند. به افراد خلاق اطراف خود دقت کنید. ویژگی آنها را در نظر بگیرید و از فعالیت آنها بدون اینکه تقلید کورکورانه داشته باشید درس بگیرید. 

نوشته شده توسط: موسی نایینی | آخرین ویرایش:جمعه 24 مرداد 1393 | نظرات ()

برچسب ها: خلاقیت ، ویژگی های افراد خلاق ، موانع خلاقیت ،

۱۰ نکته ارتباطی برای داشتن محیط کار سالم

javahermarket

جمعه 24 مرداد 1393  06:12 ب.ظ

نوع مطلب :موفقیت  ،اقتصاد  ،

۱۰ نکته ارتباطی برای داشتن محیط کار سالم


سوءتفاهمات و مشکلات ارتباطی یکی از متداول‌ترین منابع کشمکش در محل‌کار است و درصورت وجود سبک‌کاری متناقص در یک محل، مشکلات میان‌فردی شدت می‌یابند. تفاوت‌های نسلی، سبک مدیریت فردی، سابقه تحصیلی و اختلاف فرهنگی همه می‌توانند منبع سوءتفاهمات در محل‌کار باشند.


بااینکه بروز کشکمش در محل‌کار امری غیرقابل‌اجتناب است، اما نیازی به خراب کردن روزتان یا بالارفتن استرس‌تان نیست. این راهکارها را امتحان کنید تا محل کارتان محلی با استرس کمتر و بازده بیشتر باشد:


۱. شکایاتتان را به طور مشخص عنوان کنید. «من هیچوقت به جلسات دعوت نمی‌شوم» به اندازه «فکر کنم می‌توانستم ایده‌های خوبی در جلسه پنجشنبه گذشته مطرح کنم» موثر نخواهد بود.


۲. درمقابل وسوسه درگیر کردن خودتان در کشمکش‌هایی که مستقیماً به شما ارتباط ندارد یا تحت مسئولیت شما نیست، مقابله کنید. حتی اگر یک نفر به طور واضح اشتباه می‌کند، بگذارید خودش هر طور که دوست دارد مشکل را حل کند.


۳. سعی کنید کشمکش‌ها را شخصی نکنید. به جای تفکر «من در مقابل تو» تفکر «ما درمقابل مشکل» را پیش گیرید. این روش نه تنها حرفه‌ای‌تر است، بلکه بازده کار را افزایش داده و به نفع شرکت است.


۴. با روی باز به نظرات دیگران گوش دهید و چیزی که شنیده‌اید را منعکس کنید. این مهارت باعث می‌شود سوءتفاهم کمتری پیش آمده و طرف مقابلتان احساس کند حرف‌هایش شنیده شده و درک می‌شود. قبل از اینکه نظر خودتان را توضیح دهید، سعی کنید حرف طرف‌مقابل را طوری دیگر توضیح دهید تا مطمئن شوید درست متوجه شده اید. 


۵. همیشه بالادستی‌ها را برای حل مشکلات درگیر نکنید. ممکن است باعث شود تصور کنند که خودتان قادر به حل حتی کوچکترین مشکلاتتان نیستید.


۶. اگر نیاز به داشتن گفتگویی طولانی‌تر است، ابتدا زمان و مکان موردنظر برای حرف زدن را تعیین کنید. روبه‌رو شدن با همکارتان وقتی مشغول کار یا درگیر ارباب‌رجوع است، درست نیست. زمانی را انتخاب کنید که هر دو شما آزاد باشید تا بتوانید خیلی خوب بر روی مشکل و راهکارهای آن تمرکز کنید. سعی کنید این مکان بیرون از محل‌کار و دور از همکارانی باشد که موضوع به آنها بی‌ارتباط است. 


۷. شکایاتتان را به آنهایی که به طور مستقیم مربوط به کشمکش موجود در محل‌کار است محدود کنید. تخریب شخصیت اصلاً کار جالبی نیست. یادتان باشد، باید بتوانید رابطه‌کاری‌تان را حفظ کنید تا رابطه‌ شخصی‌تان را و نظر شما درمورد شخصیت یک همکار مسئله‌ای نامربوط است. 


۸. وقتی کشمکش فقط یک کشمکش نیست را تشخیص دهید. اگر کشمکشی در محل‌کار بخاطر مسائل جنسی، نژادی یا قومیتی است یا اگر کسی درست رفتار نمی‌کند، باید بدانید که این یک کشمکش نیست، بلکه تعرض است. وارد عمل شده و موضوع را با رئیس بخشتان در میان بگذارید.


۹. اگر کنترل مشکل از دست خارج شد، یا اگر مسئله بیش از حد احساسی است که بتوان با گفتگوی متقابل آن را حل کرد، از یک واسطه کمک بگیرید. در این مرحله، حتماً رئیستان باید از جریان مطلع باشد. می‌توانید از یک شخص سوم در شرکتتان کمک بگیرید یا از مشاور متخصص استفاده کنید.


۱۰. همه چیز فقط بخاطر شما نیست. ممکن است فکر کنید که مشکل بخاطر شماست اما ممکن است همکارتان روز بدی داشته سات. قبل از اینکه بخواهید به او جواب دهید، کمی فکر کنید. شاید خیلی وقت‌ها سکوت بهترین پاسخ باشد.



نوشته شده توسط: موسی نایینی | آخرین ویرایش:جمعه 24 مرداد 1393 | نظرات ()

  • تعداد کل صفحات:3  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
سیستم افزایش آمار هوشمند تک باکس

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic