۱۰ نکته ارتباطی برای داشتن محیط کار سالم

javahermarket

جمعه 24 مرداد 1393  06:12 ب.ظ

نوع مطلب :موفقیت  ،اقتصاد  ،

۱۰ نکته ارتباطی برای داشتن محیط کار سالم


سوءتفاهمات و مشکلات ارتباطی یکی از متداول‌ترین منابع کشمکش در محل‌کار است و درصورت وجود سبک‌کاری متناقص در یک محل، مشکلات میان‌فردی شدت می‌یابند. تفاوت‌های نسلی، سبک مدیریت فردی، سابقه تحصیلی و اختلاف فرهنگی همه می‌توانند منبع سوءتفاهمات در محل‌کار باشند.


بااینکه بروز کشکمش در محل‌کار امری غیرقابل‌اجتناب است، اما نیازی به خراب کردن روزتان یا بالارفتن استرس‌تان نیست. این راهکارها را امتحان کنید تا محل کارتان محلی با استرس کمتر و بازده بیشتر باشد:


۱. شکایاتتان را به طور مشخص عنوان کنید. «من هیچوقت به جلسات دعوت نمی‌شوم» به اندازه «فکر کنم می‌توانستم ایده‌های خوبی در جلسه پنجشنبه گذشته مطرح کنم» موثر نخواهد بود.


۲. درمقابل وسوسه درگیر کردن خودتان در کشمکش‌هایی که مستقیماً به شما ارتباط ندارد یا تحت مسئولیت شما نیست، مقابله کنید. حتی اگر یک نفر به طور واضح اشتباه می‌کند، بگذارید خودش هر طور که دوست دارد مشکل را حل کند.


۳. سعی کنید کشمکش‌ها را شخصی نکنید. به جای تفکر «من در مقابل تو» تفکر «ما درمقابل مشکل» را پیش گیرید. این روش نه تنها حرفه‌ای‌تر است، بلکه بازده کار را افزایش داده و به نفع شرکت است.


۴. با روی باز به نظرات دیگران گوش دهید و چیزی که شنیده‌اید را منعکس کنید. این مهارت باعث می‌شود سوءتفاهم کمتری پیش آمده و طرف مقابلتان احساس کند حرف‌هایش شنیده شده و درک می‌شود. قبل از اینکه نظر خودتان را توضیح دهید، سعی کنید حرف طرف‌مقابل را طوری دیگر توضیح دهید تا مطمئن شوید درست متوجه شده اید. 


۵. همیشه بالادستی‌ها را برای حل مشکلات درگیر نکنید. ممکن است باعث شود تصور کنند که خودتان قادر به حل حتی کوچکترین مشکلاتتان نیستید.


۶. اگر نیاز به داشتن گفتگویی طولانی‌تر است، ابتدا زمان و مکان موردنظر برای حرف زدن را تعیین کنید. روبه‌رو شدن با همکارتان وقتی مشغول کار یا درگیر ارباب‌رجوع است، درست نیست. زمانی را انتخاب کنید که هر دو شما آزاد باشید تا بتوانید خیلی خوب بر روی مشکل و راهکارهای آن تمرکز کنید. سعی کنید این مکان بیرون از محل‌کار و دور از همکارانی باشد که موضوع به آنها بی‌ارتباط است. 


۷. شکایاتتان را به آنهایی که به طور مستقیم مربوط به کشمکش موجود در محل‌کار است محدود کنید. تخریب شخصیت اصلاً کار جالبی نیست. یادتان باشد، باید بتوانید رابطه‌کاری‌تان را حفظ کنید تا رابطه‌ شخصی‌تان را و نظر شما درمورد شخصیت یک همکار مسئله‌ای نامربوط است. 


۸. وقتی کشمکش فقط یک کشمکش نیست را تشخیص دهید. اگر کشمکشی در محل‌کار بخاطر مسائل جنسی، نژادی یا قومیتی است یا اگر کسی درست رفتار نمی‌کند، باید بدانید که این یک کشمکش نیست، بلکه تعرض است. وارد عمل شده و موضوع را با رئیس بخشتان در میان بگذارید.


۹. اگر کنترل مشکل از دست خارج شد، یا اگر مسئله بیش از حد احساسی است که بتوان با گفتگوی متقابل آن را حل کرد، از یک واسطه کمک بگیرید. در این مرحله، حتماً رئیستان باید از جریان مطلع باشد. می‌توانید از یک شخص سوم در شرکتتان کمک بگیرید یا از مشاور متخصص استفاده کنید.


۱۰. همه چیز فقط بخاطر شما نیست. ممکن است فکر کنید که مشکل بخاطر شماست اما ممکن است همکارتان روز بدی داشته سات. قبل از اینکه بخواهید به او جواب دهید، کمی فکر کنید. شاید خیلی وقت‌ها سکوت بهترین پاسخ باشد.



نوشته شده توسط: موسی نایینی | آخرین ویرایش:جمعه 24 مرداد 1393 | نظرات ()

۱۰ راه و دلیل برای شروع دوباره

javahermarket

جمعه 24 مرداد 1393  06:07 ب.ظ

نوع مطلب :موفقیت  ،اقتصاد  ،

۱۰ راه و دلیل برای شروع دوباره

به جای گرفتن تصمیم، که بیشتر ما خیلی به آنها پایبند نمی‌مانیم، چرا به بعضی قسمت‌های زندگی‌تان نگاهی نمی‌اندازید که دوست دارید از نو شروعشان کنید؟ در زیر به راه‌هایی برای شروع دوباره اشاره می‌کنیم.

۱. شروع دوباره به معنی جبران شکست نیست. یک آغاز جدید است. این طرز تفکر بسیار کمکتان می‌کند زیرا باعث می‌شود وقتتان را برای سخت گرفتن به خودتان تلف نکنید.

۲. حرکت در طول زندگی مثل بالا رفتن از پله می‌ماند. یک سطح بالا می‌روید و بعد یک سطح پایین. هیچ چیز صاف و مستقیم نیست. کمی با خودتان و جهت جدید زندگی‌تان تمرین کنید.

۳. به شروع‌های زندگی‌تان اگر درست نزدیک شوید می‌تواند شروع یک زندگی نو برایتان باشد. گاهی‌وقت‌ها ایده‌های کوچک می‌توانند به اتفاقاتی بزرگ تبدیل شوند. 

۴. پایان‌ها همیشه بد نیستند. حتی اگر تا بحال زندگی خوبی داشته‌اید، زندگی جدیدی که روبه‌رویتان قرار گرفته ممکن است آن را به کلی کمرنگ کند. اگر زندگی بدی داشته باشید هم دقیقاً همینطور خواهد بود. 

۵. شروع دوباره ممکن است ترسناک به نظر برسد اما واقعاً بهانه خوبی برای جشن گرفتن است. به آن بعنوان چیزی هیجان‌انگیز نگاه کنید و خواهید دید که خیلی از احساسات اضطراب‌آورتان ناپدید می‌شوند.

۶. به خاطر داشته باشید که آینده شما تحت حکومت گذشته‌تان نیست. هر اتفاقی هم که در زندگی‌تان افتاده باشد، هنوز هم می‌توانید راهی برای بهتر کردن اوضاع هم برای خودتان و هم اطرافیانتان پیدا کنید.

۷. اینکه مجبور به شروع دوباره باشید با اینکه تصمیم بگیرید از نو شروع کنید فرق دارد. برای آنهایی که زندگی‌شان هنوز بخاطر فجایع طبیعی یا انسانی، غرق در هرج‌ومرج است، شروع دوباره انتخاب نیست. حمایت از نیازمندان و قبول وضعیت ممکن خصوصیاتی بسیار عالی است.

۸. جایگزین‌هایی سالم برای الگوهای زندگی  منفی پیدا کنید. اگر راحت نیستید که همه تغییرات را یکدفعه و از یک تاریخ مشخص شروع کنید، کم‌کم قدم بردارید. اگر قادر به ترک یک عادت بد نیستید، می‌توانید از کم کردن آن شروع کنید. بد نیست که زمانی به خودتان فرصت دهید که به تعادل برسد.

۹. همه چیز رفتن به باشگاه و ورزش کردن نیست. چرا رفتن به کلاس رقص و کمی تفریح کردن و در عین حال خوش‌هیکل شدن را امتحان نمی‌کنید؟ شروع دوباره می‌تواند به معنی دنبال کردن آرزوهایتان باشد. همه ما وقتی به سمت هدفمان گام برمی‌داریم خوشحال و راضی هستیم.

۱۰. شروع دوباره یعنی فرصت دادن به خودتان برای شادی و خوشبختی واقعی. باید شجاع باشید و بتوانید چیزهای جدید یاد بگیرید، اما این چطور ممکن است؟ در بدترین حالت، مهارت‌های لازم برای شروع پروژه بعدی‌تان را به دست خواهید آورد.

یادتان باشد که در هر شرایطی که باشید، هیچوفت دیر نیست و همیشه برای شروع دوباره وقت دارید. وقتی بتوانید صادقانه به تغییراتی که ایجاد کرده‌اید متعهد شوید، فرآیند جدید آغاز شده است.


نوشته شده توسط: موسی نایینی | آخرین ویرایش:جمعه 24 مرداد 1393 | نظرات ()

هیچوقت دلسرد نشوید، اتفاق‌های خوب زمان می‌برند

javahermarket

جمعه 24 مرداد 1393  05:30 ب.ظ

نوع مطلب :موفقیت  ،راه رسم زندگی  ،

هیچوقت دلسرد نشوید، اتفاق‌های خوب زمان می‌برند

وقتی وارد یک تنگنا می‌شوید و همه چیز مخالف شما می‌شود، طوری که به نظرتان می‌رسد حتی یک دقیقه دیگر هم نمی‌توانید تحمل کنید، این دقیقاً همان زمان و مکانی است که جریان عوض می‌شود.» -- هریت بیچ استو

مطمئنم که شما هم قبلاً در همچنین وضعیتی بوده‌اید. هر چقدر هم که سخت تلاش می‌کرده‌اید، همه تلاش‌هایتان به نظر بیهوده می‌رسیده است. اما نباید ناامید شوید، زیرا بعضی از بزرگترین پیروزی‌های زندگی برای کسانی اتفاق افتاده است که باوجود شرایط  خارجی، تحمل کرده‌اند. پیشرفت به سمت درک اهداف شخصی، پیشرفتی خطی و محدود نیست. موفقیت بعد از مجموعه‌ای از شکست‌ها، بن‌بست‌ها و پیروزی‌های کوچک اتفاق می‌افتد.

این خود مسیر رسیدن به هدف است که تعیین می‌کند به چه انسانی تبدیل شوید. رهبران موفق به شما توصیه می‌کنند که مسیر رسیدن به هدف پایه و اساس پیروزی و موفقیت شماست، احتمالاً داستان توماس ادیسون را شنیده‌اید که بعد از شکست‌های مداوم به کشف لامپ برق دست پیدا کرد. او برای کشف چیزی که امروز یکی از بزرگترین اکتشافات تاریخ به شمار می‌رود، بیشتر از هزار مرتبه تلاش کرد.
موفقیت نزدیک‌تر از چیزی است که فکر می‌کنید

ممکن است با خود فکر کنید و بگویید که انگیزه ای ندارید که برای رسیدن به موفقیت در آن ۱۰۰۰ شکست را تجربه کنید. اما اگر کشف ادیسون نیاز به ۱۰۰۰ مرتبه تلاش قبل از موفقیت داشت چه؟ می‌بینید گاهی فرایند، راه به سمت موفقیت را نشانتان می‌دهد. اگر هدفتان با مقیاسی قابل اندازه‌گیری باشد، شکست شما ممکن است به اندازه توماس ادیسون برجسته نباشد.

از طرف دیگر اگر هدف شما تاثیر گذاشتن بر انسانیت  در مقیاس جهانی باشد، فرایند دنبال کردن هدفتان مطمئناً نیازمند شکست‌های غیرقابل انتظار خواهد بود. مقیاس یک هدف است که روندی که فرد طی می‌کند و کارهایی که برای رسیدن به آن لازم است را تعیین می‌کند.

این را در نظر بگیرید، اگر تلاش شما نیازمند صرف زمان و صبر بود و این را از قبل می‌دانستید چه؟ آیا باز هم مداومت داشتید؟ خیلی وقت‌ها بخاطر بسیاری عوامل نامشخص از دنبال کردن یک هدف دست می‌کشیم. به ناچار بخاطر ترس از ناشناخته‌ها، دلسرد می‌شویم تا اینکه آن را بعنوان یک چالش در آغوش بگیریم. این ترس از راه پیش رو است که ضعیفمان می‌کند زیرا  عدم قطعیت نشان می‌دهد که موفقیت ممکن است دست‌نیافتنی باشد.

توصیه ما برای غلبه بر ترس از شکست این است که زمان را فراموش کرده و در عوض از مسیر لذت ببرید. اگر کاری که انجام می‌دهید را دوست داشته باشید و کاری را انجام دهید که دوست دارید، آنوقت روند کار می‌تواند تمرکز اصلی شما شود. 

استفان کووی در کتاب معروف خود، ۷ عادت افراد موثر، عنوان می‌کند که وقتی با در نظر داشتن انتها، به هدفمان فکر می‌کنیم، راهی به سمت موفقیت برایمان طراحی می‌شود. افراد به دلایل مختلف از رسیدن به هدفشان دلسرد می‌شوند. اعتقاد من این است که هدف ممکن است همراه با عشق و عزم شما نباشد. در این صورت باید عشقی نابودنشدنی و عزمی راسخ برای رسیدن به آن هدف در خود ایجاد کنید. به هیچ وجه نباید به شکست فکر کنید.

لحظه‌ای به این مسئله فکر کنید. کدام بزرگتر است، لذت موفقیت یا بدبختی شکست؟ آیا برای موفقیت انگیزه دارید یا انگیزه دارید که از درد جلوگیری کنید؟ روانشناسان به این اصل درد-لذت می‌گویند.

برای درک هدفتان باید علاوه بر پشتکار و مداومت در کار، باوری انکارناپذیر به موفقیتتان داشته باشید. برای این منظور داشتن پشتکار دائمی اهمیت بسیار زیادی دارد، زیرا این عادات روزانه‌تان است که شما را به سمت موفقیت یا شکست راهنمایی می‌کند.

قبل از اینکه دلسرد شوید، کمی به خودتان استراحت دهید. گاهی اوقات یک وقفه کوتاه از روندی که برای رسیدن به هدفتان دارید، ذهنتان را روشن‌تر کرده و دید بازتری به شما می‌دهد. آلبرت انیشتین گفته است، «هیچوقت نمی‌توانید مشکلی را با همان سطح فکری که در ابتدای کار داشتید حل کنید.» به همین دلیل نگاه کردن به هدفتان با ذهنی تازه به شما این امکان را می‌دهد که فرصت‌های ممکن که قبلاً برایتان روشن نبوده را ببینید.

هیچکس نمی‌داند رسیدن به موفقیت چقدر طول می‌کشد. اگر با باوری انکارناپذیر و تعهد و پشتکار هدفتان را دنبال کنید، مطمئناً به موفقیت خواهید رسید. ضمن اینکه مسیرتان هم لذت‌بخش‌تر از خود موفقیت خواهد شد.

نوشته شده توسط: موسی نایینی | آخرین ویرایش:جمعه 24 مرداد 1393 | نظرات ()

  • تعداد کل صفحات:143  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
سیستم افزایش آمار هوشمند تک باکس

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو