۱۰ ارزشی که باید به فرزندانتان بیاموزید

javahermarket

جمعه 22 فروردین 1393  03:26 ب.ظ

نوع مطلب :راه رسم زندگی  ،زناشویی  ،خانه داری  ،

۱۰ ارزشی که باید به فرزندانتان بیاموزید


بچه‌ها مثل اسفنج می‌مانند. نگاه می‌کنند و هر چه که در محیطشان باشد را جذب می‌کنند، مخصوصاً از طریق دیداری و شنیداری. اکثر کلمات و رفتارهای آنها ناشی از تقلید از والدینشان  یا بزرگترهای دیگر در اطرافشان است. خیلی وقت‌ها از کلماتی که از دهان آنها بیرون می‌آید حسابی شگفت‌زده می‌شوید. و وقتی مدرسه را شروع می‌کنند، با تاثیرات همسالانشان  بمباران شده و دنیای امن و راحتشان زیر و رو می‌شود. اما اگر فرزندانتان را از همان ابتدا با ۱۰ مورد از مهمترین ارزش‌ها آشنا کنید، می‌توانند به خود متکی شده و زندگی شاد و راحت داشته باشند.

۱. صداقت

جایی در مسیر بزرگ شدن، بچه‌ها دروغ گفتن را یاد می‌گیرند، حتی ممکن است آن را از والدینشان هم یاد نگرفته باشند. تلویزیون، بچه‌های دیگر یا حتی بزرگترهای دیگر ممکن است باعث این نوع رفتارهای آنها شده باشند. حتی می‌تواند یک نوع مکانیزم دفاعی برایشان باشد. اگر اهمیت صداقت را برایشان توضیح دهید و مطمئنشان سازید که همیشه برای شنیدن حرف‌هایشان آماده‌اید، آنوقت برایشان در دسترس‌تر خواهید بود مخصوصاً زمان‌هایی که می‌دانند کار اشتباهی انجام داده‌اند. خیلی از بچه‌ها بخاطر ترس از فریادهای والدینشان یا کتک خوردن می‌ترسند واقعیت را با والدینشان در میان بگذارند. باید به آنها بفهمانید که رفتار بد آنها مطمئناً عواقبی خواهد داشت اما همیشه بخاطر اینکه شجاعت لازم برای گفتن واقعیت را داشته‌اند تحسینشان کنید. از همه مهمتر اینکه شما هم باید خود فردی صادق باشید زیرا اگر در شما بی‌صداقتی ببینند آنها یاد خواهند گرفت.

۲. احترام

بچه‌ها احترام را از محیط خانه و خانواده‌شان یاد می‌گیرند. اگر بچه ها ببینند که شما بعنوان والدین چقدر محترمانه با هم رفتار می‌کنید، چقدر رفتارتان با خود آنها و بقیه افراد خانواده با ادب و احترام است، مطمئن باشید که از شما الگو برمی‌دارند. بچه‌ها رفتارها را درست مثل کلمات تقلید می‌کنند. گفتن کلماتی مثل «خواهش می‌کنم»، «لطفاً»، «متشکرم» و «عذر می‌خواهم» در جلو آنها به آنها احترام و ادب را یاد می‌دهد. همچنین باید به آنها یاد بدهید به بدن، اموال، نظرات و اعتقادات دیگران هم احترام بگذارند.

۳. قدرشناسی

خوب می‌دانیم که چقدر راحت ممکن است زندگی و آدم‌ها را کوچک بشماریم. آنقدر درگیر نقاط منفی زندگی خود می‌شویم که یادمان می‌رود برای نقاط مثبت آن شکرگزار باشیم. به فرزندانتان یاد بدهید که هر روز حتی برای کوچکترین چیزها شکرگزار باشند، چیزهای کوچکی مثل هوا یا یک لبخند از کسی. به آنها یاد بدهید که برای اینکه زنده هستند، برای خانواده و دوستانشان، غذایی که می‌خورند، لباس‌هایشان، سقف بالای سرشان و سلامتی‌شان قدرشناس باشند. به آنها نشان دهید که هر روز برای آنها نعمتی است از جانب خداوند. حتی می‌توانید به آنها یاد بدهید که از نعمت‌هایی که خداوند به آنها بخشیده لیست تهیه کنند. این کارها به آنها آموزش می‌دهد که برای همه چیز باید شکرگزار باشند.

۴. سخاوت

ما در دنیای «من می خواهم» زندگی می‌کنیم. من، من، من! بچه‌ها هم در چنین دنیایی زندگی می‌کنند اما لزومی ندارد که آنجا بمانند. در سال‌های قبل از مدرسه بچه‌ها تقسیم کردن را یاد می‌گیرند. اگر روی این مسئله در خانه تاکید شود، برای آنها دشوار نخواهد بود. اینکه به آنها یاد بدهید به دیگران کمک کنند هم نوعی سخاوت و بخشندگی است زیرا به آنها یاد می‌دهد که در وقتشان بخشنده باشند. وقتی خودتان به نیازمندان لباس و غذا هدیه بدهید، آنها هم درک می‌کنند که باید بخشنده باشند.

۵. خاص بودن

بچه‌های کوچک موجودات سازگاری نیستند. هر کاری که دوست دارند را در هر زمان که دوست دارند و با هر کسی که دوست دارند انجام می‌دهند. اما هرچه سنشان بالاتر می‌رود، یاد می‌گیرند خودشان را با همسالانشان مقایسه کنند و تفاوت‌ها و شباهت‌های بین آنها را می‌بینند. ممکن است تلاش کنند با آنچه که بقیه دارند یا انجام می‌دهند سازگار شوند یا ممکن است نفهمند چرا بعضی افراد اینقدر با آنها فرق دارند. باید به فرزندانتان یادآور شوید که از همان ابتدای کودکی خاص هستند. به آنها بفهمانید که فردیت آنها باعث خاص بودنشان است. آنها را تشویق کنید فردیت خودشان را از طریق علایقشان کشف کنند. آنها را هم‌کلاسی‌ها یا دوستانشان مقایسه نکنید و برایشان توضیح دهید که بقیه آدمها هم خاص هستند اما نباید به خاطر خاص بودنشان به طور متفاوتی با آنها برخورد شود. ممکن است بچه‌ای بپرسد که چرا یک نفر این شکلی است یا اینطوری حرف می‌زند یا رفتار می کند. برایشان توضیح دهید که چرا آن فرد متفاوت است و بر روی خصوصیات خاص آن فرد تاکید کنید. این به آنها کمک خواهد کرد تفاوت‌های آدمها را بپذیرند.

۶. بخشش

اگر بخشیدن به بچه‌ها آموزش داده شود، در بزرگسالی انسان‌های بهتری خواهند شد. آدمها ممکن است چه خواسته و چه ناخواسته در حق آنها بدی کنند. این چیزی نیست که بتوانیم بچه‌هایمان را به طور کامل در برابر آن حفظ کنیم. اما اگر بخشندگی را یاد بگیرند، محبت و مهربانی را هم یاد می‌گیرند. وقتی کسی به آنها صدمه می‌زند، وقتی می‌خواهند دردشان را ابراز کنند به حرف‌هایشان گوش دهید اما در آخر برایشان توضیح دهید که کینه نگه داشتن از آن فرد فقط باعث تیرگی آنها می‌شود. کینه آنها را اسیر خود می‌کند و به فرد آسیب‌رسان قدرت بالاتری می‌دهد. دیگر نخواهند توانست مثل قبل در زندگی خود پیش روند و زندگی شادی داشته باشند زیرا تلخی از درون، آنها را می‌خورد. سعی کنید به آنها بفهمانید که آن فرد به این علت به آنها صدمه زده است که خودش هم در عمق وجود خود آسیب دیده است. تنها دلیلی که باعث می‌شود بخواهیم به دیگران آسیب بزنیم این است که بخواهیم با صدمات و آسیب‌هایی که خودمان خورده‌ایم کنار بیاییم.

۷. شوخ‌طبعی

زندگی پر از فراز و نشیب است. پر از هیجان و همچنین درد است. بچه‌ها در هر موقعیتی خنده را می‌بینند و در واقعیت باید این را از آنها یاد بگیریم. آنها می‌توانند خیلی راحت به عقب برگردند و معمولاً هیچ چیز را جدی نمی‌گیرند. برای آنها زندگی فقط یک زمین بازی بزرگ است. باید به بچه‌هایتان کمک کنید تا پایات عمر با این طرز تفکر زندگی کنند. وقتی بزرگتر می‌شوند، با شروع شدن مدرسه و فشار همسالان زندگی سخت‌تر می‌شود. به آنها نشان دهید چطور می‌توانند با خندیدن زندگی‌شان را بهتر کرده و با جوک تعریف کردن برای هم دیگر  انجام فعالیت‌های مفرح مثل کتاب خواندن، بازی کردن در پارک یا فقط حرف زدن با همدیگر درمورد زندگی، وضعیت خود را بهتر کنند. اینکه بدانید چه چیز باعث به خنده انداختن یا لبخند زدن فرزندانتان می‌شود رابطه شما را با آنها قوی‌تر خواهد کرد.

۸. نگرش مثبت

داشتن نگرش مثبت در کنار شوخ‌طبعی عالی است. خیلی وقت‌ها زندگی بسیار ناامیدکننده می‌شود و بعنوان افراد بزرگسال می‌دانیم که چقدر راحت ممکن است اسیر منفی‌بافی‌های دور و برمان شویم. مخصوصاً وقتی همه چیز آنطور که ما دوست داریم پیش نرود و به آنچه که می‌خواهیم نرسیم، ایمانمان را برای داشتن فردایی روشن‌تر از دست می‌دهیم. بچه‌ها باید با اهمیت داشتن نگرش مثبت در زندگی آشنا شوند زیرا متاسفانه آدمها و اتفاقات زندگی خیلی وقت‌ها موجب ناامیدی آنها خواهند شد. و وقتی این اتفاق بیفتد، اگر نگرشی مثبت داشته باشند، خواهند توانست در زندگی پیش رفته و ایمان داشته باشند که زندگی برایشان شادی به ارمغان خواهد آورد. داشتن نگرش مثبت با داشتن والدینی مثبت شروع می‌شود. نشان دادن رفتار و نگرش مثبت از جانب شما اهمیت بسیار زیادی دارد زیرا شما الگوی فرزندانتان هستید. اگر فقط از شما حرف‌ها یا رفتارهای منفی ببینند، آنها هم همانطور رفتار خواهند کرد و برعکس. 

۹. پشتکار
هیچکدام از ما انسان کاملی نیستیم، به همین دلیل هیچوقت نمی‌توانیم کاری را کامل انجام دهیم، مخصوصاً اگر دفعه اولی باشد که آن را امتحان می‌کنیم. پشتکار به بچه‌ها کمک می‌کند هیچوقت دلسرد نشده و برای چیزهایی که می‌خواهند به تلاششان ادامه دهند. وقتی خیلی کوچک هستند کارهایی مثل راه رفتن، بازی کردن، غذا خوردن و از این قبیل را نمی‌توانند به خوبی و کامل انجام دهند. اما آنقدر تلاش می‌کنند که موفق می‌شوند زیرا هنوز با معنی دلسردی و ناامیدی آشنا نشده‌اند. اما این مسئله با بالا رفتن سنشان تغییر می‌کند. دچار ترس‌هایی می‌شوند و شروع به مقایسه خودشان با همسالان خود می‌کنند. فشارهای مدرسه و درس‌هایشان هم هست. شما بعنوان والدین آنها باید بطور مداوم تشویقشان کنید که به راهشان ادامه داده، بیشترین تلاششان را به کار گیرند. باید به آنها نشان دهید که چقدر به وجودشان افتخار می‌کنید. وقتی می‌بینید خسته و ناامید شده‌اند، با هدایت و راهنمایی آنها و سوال پرسیدن از آنها به جای ارائه پاسخ سوالاتشان، به آنها کمک کنید. اگر در سن کم پشتکار داشتن را بیاموزند، در بزرگسالی افرادی پرتلاش و سخت‌کوش شده و یاد می‌گیرند که در هر کاری نهایت تلاششان را به کار گیرند.
۱۰. عشق
آخرین مورد که البته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، آموزش شور و عشق به فرزندان است: شور زندگی و عشق به مردم و چیزهایی که از آن لذت می‌برند. بدون عشق آنها زندگی بسیار عادی و رویاهایی معمولی خواهند داشت. عشق مجموعه‌ای از سایر ارزش‌هایی است که در بالا ذکر کردیم زیرا باعث می‌شود هیجان زندگی کردن داشته باشند و آنها را تشویق می‌کند آدم‌های بهتری باشند. با داشتن زندگی سرشار از شور و عشق و اشتیاق و عشق ورزیدن به فرزندانتان به آنها عشق را بیاموزید. برای حتی کوچکترین چیزها اشتیاق نشان دهید. انرژی شما به فرزندانتان منتقل خواهد شد زیرا به این ترتیب می‌بینند که چقدر زندگی فوق‌العاده و عالی است.

ارزش‌های دیگری هم هستند که بچه‌ها باید با آنها آشنا شوند اما اینها ۱۰ مورد از مهمترین ارزش‌های زندگی بودند که برایتان عنوان کردیم. یادتان باشد بچه‌های ما نیاز به راهنمایی ما دارند. ما بعنوان والدین آنها، بزرگترین الگوی آنها به شمار می‌رویم و وقتی خودمان با این ارزش‌ها زندگی کنیم، به آنها کمک خواهیم کرد زندگی خود را به خوبی شکل دهند.
اما بجز این 10 مورد، در زیر مهارت های دیگری را بصورت تیتر وار بیان می کنیم که خوب است به فرزندان خود آموزش دهید:
- گره زدن بند کفش
- شنا
- مسواک زدن و نخ دندان کشیدن دندانها بصورت روزانه
- دوچرخه سواری
- مرتب کردن تخت خواب
- مطالعه پیش از خواب
- آشپزی
- تماشای تلوزیون و بازی های کامپیوتری بصورت متعادل
- استعمال کرم ضد آفتاب
- دوختن دکمه لباس
- گفتن زمان با یک ساعت غیر دیجیتال
- گرفتن بینی با دستمال
- شستن ناحیه تناسلی از سمت جلو به عقب
- اتو کردن لباسها
- انتخاب وعده های غذایی سالم
- تعمیر شیر آبی که چکه میکند
- کنترل خود هنگام عصبانیت
- حل معما
- نقشه خوانی
- احترام گذاردن به بزرگترها
- عذرخواهی بعد از اشتباه
- استفاده از توالت عمومی
- شستن لباسها
- کاشتن گل و درخت
- داشتن اعتماد بنفس
- سخنرانی در یک جمع
- استفاده از وسائط نقلیه عمومی بجای خودروی شخصی
- تمیز کردن بهم ریختگی ها
- خاموش کردن همه لامپها قبل از ترک خانه
- لباس پوشیدن بر طبق مناسبت ها
- خواندن حداقل یک آهنگ بطور صحیح
- رقص
- آموزش نکات ایمنی یک رابطه جنسی بی خطر
- چه زمانی نه بگویند
- سرودن شعر یا غزل
- کسب درآمد مشروع
- پس انداز پول و خرج هوشمندانه
- برقراری تماس چشمی هنگام صحبت با دیگران
- پیدا کردن یک کتاب در کتابخانه
- کادو کردن یک هدیه
- خواندن روزنامه
- زمان گذاشتن برای افراد مستمند
- مستقل بودن و تکیه بر خود
- سرفه و عطسه در دستمال شخصی
- رهبری کردن یک گروه
- آموختن زبان دوم، بخصوص انگلیسی
- سؤال پرسیدن
- نگهداری از کودک
- مدیریت استرس
- تمایز خواسته ها از نیازها
- فن مذاکره و گفتگو
- نوشتن انشاء و مقاله
- جمع، تفریق، ضرب و تقسیم بدون استفاده از ماشین حساب
- کنار آمدن با افرادی که علاقه چندانی به آنها ندارند
- برخورد با اتفاقات دلخراش
- جشن گرفتن و تبریک گفتن به دیگران
- کنار آمدن با ناامیدی و ناکامی در عشق
- تعویض یک لاستیک پنچر
- استفاده از کپسول اطفاء حریق
- پختن کیک
- گوش دادن
- شطرنج


شما هم اگر مهارتی ضروری برای آموزش به فرزندانتان می شناسید، میتوانید در بخش نظرات آن را با دیگران به اشتراک بگذارید.


نوشته شده توسط: موسی نایینی | آخرین ویرایش:جمعه 30 خرداد 1393 | نظرات ()

دنبالک ها: مشکلات عصبی زوجین چگونه به‌وجود می‎آید؟ ،
برچسب ها: زناشویی ،

حضانت فرزند، به عهده پدر یا مادر ؟

javahermarket

پنجشنبه 21 فروردین 1393  10:27 ب.ظ

نوع مطلب :سلامت  ،راه رسم زندگی  ،زناشویی  ،


حضانت فرزند، به عهده پدر یا مادر ؟

این سوال که آیا عواطف مادران در این قوانین نادیده انگاشته شده همیشه فکر بسیاری از کارشناسان مسایل زنان را به خود معطوف کرده است.حضانت فرزند به معنای نگهداری از او مطابق ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی چنین تعریف شده است که "نگهداری اطفال هم حق و هم تکلیف والدین است"، لذا پدر و مادر به طور یکسان در ایام زندگی مشترک مسوول حفاظت از فرزندان هستند.بنابراین می توان گفت که بحث حضانت فرزند از زمانی آغاز می شود که پدر و مادر به گونه ای از یکدیگر جدا می شوند،حال این جدایی یا به دلیل فوت پدر یا مادر است که در این صورت مطابق ماده ۱۱۷۱ قانون مدنی؛ "در صورت فوت یکی از ابوین، حضانت طفل با فردی است که در قید حیات است،هر چند متوفی پدر طفل بوده و برای او قیم معین کرده باشد".بنابراین مطابق قانون اگر پدر فوت کند. حضانت فرزند با مادر است و هیچ کسی حتی پدر بزرگ از نظر قانونی حق ندارد حضانت فرزند را از مادر سلب کند.حالت دوم زمانی است که پدر و مادر از یکدیگر طلاق می‌گیرند که در این صورت مطابق ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی؛ مادر برای حضانت از کودک تا سن ۷ سالگی، اولویت دارد و پس از آن حضانت فرزند با پدر است. و مطابق تبصره‌ این قانون، پس از ۷ سالگی در صورت بروز اختلاف، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک با تشخیص دادگاه است."زهرا آیت اللهی"در این باره گفت: آنچه که در حضانت کودک پس از طلاق مهم است، مصلحت کودک است و در صورت وقوع اختلاف میان پدر و مادر، در مساله حضانت فرزند، دادگاه ناظر بر مصلحت کودک است. بر این اساس ، ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی این‌گونه بیان می‌دارد که "هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی با تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه می‌تواند به تقاضای نزدیکان طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رییس حوزه قضایی، هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ کند." 
وی می افزاید:اعتیاد زیان آور به الکل، مواد مخدر و قمار ، مشهور بودن به فساد اخلاقی و فحشا، ابتلا به بیماری های روانی با تشخیص پزشکی قانونی، سوءاستفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل ضداخلاقی مانند فساد و فحشا، تکدی‌گری و قاچاق،تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف از مصادیق عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی هر یک از والدین است
آیت اللهی خاطر نشان کرد:به این ترتیب پدری که کودک را پس از سن ۷ سالگی مورد حضانت خود قرار می‌دهد، در صورتی که خلاف مصالح کودک رفتار کند، دادگاه پس از اثبات این ادعا ، حضانت را از پدر سلب خواهد کرد و فرزند را به مادر خواهد داد. مگر آنکه مادر نیز صلاحیت نگهداری فرزند را نداشته باشد به عنوان مثال کودک را در مشاغل ضد اخلاقی نظیر قاچاق ، تکدی گری ، فساد و فحشا وارد کند
آیت اللهی گفت:مادر پس از سن ۷ سالگی کودک که حضانت او با پدر است، حق دارد فرزند خود را در فواصل زمانی مناسب ـ در صورت لزوم با تعیین محکمه (مطابق ماده ۱۱۷۴ قانون مدنی) ـ دیدار کرده و مدتی را با او سپری کند. وی ادامه داد: درصورتی که دوری از فرزند، برای مادر یا کودک، غیرقابل تحمل باشد و موجبات عسر و حرج را فراهم آورد، در این صورت فرزند به مادر تحویل داده می‌شود. البته به این مورد در قانون مدنی اشاره نشده است و لذا جزو موارد سکوت قانون محسوب می‌ شود که مطابق اصل ۱۶۷ قانون اساسی، می‌توان در این موارد به فتاوای معتبر فقهی مراجعه کرد. آیت اللهی با اشاره به فتوای امام خمینی(ره)، که فرموده اند:در صورت ایجاد عسر و حرج ـ سختی غیرقابل تحمل ـ برای مادر و یا فرزند در دوری از یکدیگر، حضانت به مادر سپرده می‌شود، گفت : امروزه دادگاه ها در صورت ادعای مادر در این خصوص، آن را مورد رسیدگی قرار داده و پس از اقدامات کارشناسی، در خصوص حضانت، تجدید نظر می‌کنند.وی افزود: شرع در خصوص موضوع حضانت، در حمایت از مادران، فقط حضانت و نگهداری کودک را به عهده مادر گذاشته اما مادر نسبت به پرداخت مخارج فرزند هیچ تعهدی ندارد و نفقه فرزند در این مدت براساس قانون با پدر است.آیت اللهی ادامه داد: اگر پدر از پرداخت مخارج فرزند خود ممانعت کند، دادگاه او را ملزم به پرداخت نفقه می‌کند و در صورت سرپیچی مرد از پرداخت نفقه، می توان از درآمد او برای مخارج فرزند برداشت کرد
وی گفت : پس از سن هفت سالگی، مسوولیت حضانت از فرزند و تامین مخارج او هر دو بر عهده پدر است و تعیین حضانت فرزند توسط قانون تا زمانی است که فرزند به سن رشد برسد و پس از این سن، کودک خود تصمیم می‌گیرد که با کدام یک از والدین خویش زندگی کند.آیت اللهی تصریح کرد : سن انتخاب یکی از والدین در دختران ۹ سال است که در این صورت پدر تنها دو سال می تواند دخترش را نزد خویش نگهداری کند و سن پسران ۱۵ سال است.وی خاطر نشان کرد :اگر حضانت فرزندان پس از طلاق به طور مطلق بر عهده مادران گذاشته می‌شد، در موارد بسیاری، زنان در نهایت ضرر می کردند، زیرا اگر مردان بدانند که در صورت طلاق همسرشان، حضانت از کودکان بر عهده مادران است، طبیعی است که آسان‌تر به پدیده طلاق و ازدواج می نگرند.آیت اللهی افزود: در مقابل، در صورتی که مسوولیت حضانت با زنان باشد، به طور معمول شانس ازدواج دوباره مناسب را از دست خواهند داد.وی گفت:باتوجه به تامین اقتصادی فرزندان توسط پدر، بر اساس ماده ۱۱۹۹ قانون مدنی ـ که حتی زمانی که حضانت فرزند با مادر است را نیز شامل می شود ـ طبیعی است که پدر در کنار این مسوولیت سنگین از حق زندگی مشترک با فرزند خویش برخوردار شود. در غیر این صورت و در صورتی که حضانت فرزندان برای همیشه و درتمام سنین بر عهده مادران باشد، پدر انگیزه‌ای جهت تامین اقتصادی فرزند خود ندارد.وی تصریح کرد : با توجه به اینکه بحث حضانت از روایات اهل‌بیت(ع) استنباط می‌شود و این روایات به گونه‌ای نیست که در آرای فقهی، اتفاق نظر ایجاد کند، لذا در فتاوای معتبر فقهی، آرای مختلفی دیده می‌شود
آیت اللهی تصریح کرد:به این ترتیب به نظر می‌رسد که تغییر این قانون بر اساس آرای فقهی موجود،‌ امکان پذیر است. هر چند باید توجه داشت که در وضع قانون، مصلحت دراز مدت کودک، پدر، مادر و در مجموع مصلحت جامعه می‌بایست مدنظر قرار گیرد.



نوشته شده توسط: موسی نایینی | آخرین ویرایش:چهارشنبه 20 فروردین 1393 | نظرات ()

برچسب ها: حضانت فرزند ، پدر و مادر ، فرزند ،

نقش برنامه‌ریزی در موفقیت تحصیلی

javahermarket

سه شنبه 19 فروردین 1393  11:22 ب.ظ

نوع مطلب :راه رسم زندگی  ،زناشویی  ،

نقش برنامه‌ریزی در موفقیت تحصیلی

نیل به اهداف و موفقیت در برنامه ریزی درسی از اهمیت و ارزش ویژه‌ای برخوردار است. همچنین کسب دانش و تحصیل علوم، از آرمان‌ها و ایده‌های reportsارزشمند دانش‌جویان است. این مقاله به طور گذرا به اهمیت، جایگاه، نقش و تأثیر برنامه‌ریزی در پیشرفت تحصیلی و موفقیت دانش پژوهان پرداخته و مراحل و چگونگی برنامه‌ریزی را مورد بررسی قرار داده و  به روش‌های مطالعه سودمند و مفید، زمان و مکان مطالعه و شرایط مطالعه نیز اشاراتی نموده است.

مقدمه

هریک از ما در طول شبانه روز ممکن است ساعاتی را به کار، مطالعه و ساعاتی را به خواب وساعاتی را به خرید منزل، معاشرت و میهمانی، ورزش، صحبت‌های دوستانه، عبادت و … اختصاص دهیم. اما در لابه لای این برنامه ها، لحظات و دقایقی وجود دارند که بیهوده تلف می‌شوند. با جمع این لحظه‌ها و ضرب آنها در ایام هفته و سال، به ارقام قابل ملاحظه ای دست می‌یابیم. برای مثال، چیده شدن سفره و آماده شدن ناهار و شام، پنج تا ده دقیقه طول می‌کشد، همچنین مدت زمانی  که برای پیمودن مسیر خانه تا مدرسه یا محل کار صرف می‌شود، ممکن است بسیار قابل توجه باشد. همه این لحظه‌ها می‌توانند مفید و قابل استفاده باشند. گاهی اوقات، اتلاف وقت از لحظه و دقیقه فراتر رفته و چه بسا به چندین ساعت و حتی چند روز می‌رسد. برای مثال، یک استاد به موقع درکلاس درس حاضر نمی‌شود و یا اصلا سر کلاس حضور نمی‌یابد، و کلاس درس تعطیل می‌شود. گاهی اوقات هم مسیر  منزل تا دانشگاه یا مدرسه یا محل کار به اندازه‌ای طولانی است که ساعات زیادی را به خود اختصاص می دهد. هم چنین برخی ایام تعطیلات مانند روزهای جمعه، شهادت و ولادت های  ائمه (علیه السلام) بدون برنامه سپری می‌شود.

همه این فرصت‌ها قابل کنترل و برنامه‌ریزی است و می‌توان آنها را مورد بهره‌برداری قرار داد. برنامه‌ریزی درحوزه‌ها و ابعاد گوناگون زندگی مطرح است. نمی‌توان جایی از زندگی را پیدا کرد که نیاز به برنامه‌ریزی نداشته باشد.

خانه‌داری، آشپزی، مطالعه، کار، اداره، فروشگاه، کشاورزی، پژوهش، خودسازی، عبادت و… همه وهمه نیازمند برنامه‌ریزی است. گرچه برنامه‌ریزی دارای جنبه‌ها و ابعاد گوناگون فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی است، ولی هدف ما از برنامه‌ریزی در این بحث، بیشتر معطوف به زندگی فردی و اجتماعی، به ویژه برنامه‌ریزی تحصیلی است. برنامه‌ریزی در زندگی فردی و اجتماعی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا زندگی فردی و اجتماعی نسبت به سایر ابعاد زندگی، اساسی‌تر و پایه‌ای‌تر می باشد. بی‌شک افرادی می‌توانند به جایگاه و موقعیت علمی، پژوهشی، معنوی و شغلی نایل شوند که با برنامه‌ریزی صحیح و حساب شده و با روش مطالعه منطقی واصول، مسیر را طی کرده باشد. ورزشکار، هنرمند، کارگر، استاد، عالم و امثال آنها زمانی می‌توانند درکارشان به توفیق مطلوب نایل شوند که در کارهای خود برنامه ریزی و تدبیر داشته باشند. ممکن است بگویید افرادی هستند که برنامه‌ای در زندگی ندارند، ولی موفقیت‌های زیادی هم دارند. در پاسخ باید گفت: ممکن است گاهی اوقات این‌گونه باشد، ولی این‌ موارد بسیار نادر است؛ ضمن آن که همان افرادی که بدون برنامه‌ریزی به موفقیت‌هایی نایل می‌شوند، در صورت برنامه‌ریزی، از موفقیتی چند برابر برخوردار خواهند شد.

برنامه‌ریزی و استفاده بهینه از فرصت‌ها، موضوعی است بسیار مهم. این موضوع برای دانش‌جویان و دانش‌پژوهان و دانش‌آموزان جوان، بسیار ارزشمند است. درباره این بحث، سئوالات جدی و زیادی از ناحیه دانشجویان، دانش پژوهان و دانش آموزان مطرح است. برخی از این قبیل سئوالات عبارتند از:

1. مراد از برنامه‌ریزی، به ویژه برنامه‌ریزی تحصیلی چیست؟

2. آیا در آموزه‌های اسلامی توصیه‌ای به  برنامه‌ریزی شده است؟

3. چگونه می‌توان از فرصت‌ها استفاده بهینه برد؟

4. چگونه برنامه‌ریزی کنیم تا با کمبود وقت مواجه نشویم؟

5. زمان و مکان مناسب برای مطالعه کدام است؟

6. چرا بسیاری از مواقع با وجود برنامه‌ریزی‌، به اهداف خود نمی‌رسیم؟

مفهوم برنامه‌ریزی

«برنامه‌ریزی» از جمله واژگان سهل و ممتنع است؛ زیرا  ظاهری ساده و باطنی پیچیده دارد. با نگاهی به کتاب‌های مربوط به برنامه‌ریزی، در می‌یابیم که تعاریف زیادی درباره برنامه‌ریزی شده است که، بعضی از آنها ناقص و بعضی نیز با اهداف بحث ما سازگاری نمی‌باشد. در یک تعریف چنین آمده است: «تعیین و اتخاذ شیوه و روش‌هایی که ما را به بهترین نتیجه مطلوب برساند.»1 در تعریفی دیگر، برنامه‌ریزی عبارت از طرح تدابیری که بتوان به بهترین صورت از منابع موجود برای نیل به اهداف مطلوب استفاده کرد.

به نظر می‌رسد، مناسب‌ترین تعریفی که از برنامه‌ریزی می‌توان ارائه داد این است: پیش‌بینی خردمندانه و تنظیم فعالیت‌ها و بررسی نیازمندی‌ها در مدت زمان معین(شبانه روز، هفته، ماه و سال) بر اساس اولویت‌ها و متناسب با توان، استعداد و خواسته خود، در راستای نیل به اهداف.

تعیین برنامه‌ریزی

مثال‌ها و نمونه‌هایی از اتلاف وقت گذشت، ولی می‌توان یک گام فراتر گذاشت و با افرادی مواجه شد که در زندگی برنامه خاصی برای کل روزها و شب‌های خود ندارند و نه تنها دقیقه‌ها و ساعاتی را تلف می‌کنند، بلکه برای ماه‌ها و سال‌های خود نیز برنامه‌ریزی نداشته و ندارند. حتی کسانی هستند که با وجود اشتغال به تحصیل، برنامه صحیح تحصیلی ندارند. کار، تحصیل و زندگی بدون برنامه، به سرانجام خوبی منتهی نمی‌شود و انسان نمی‌تواند به هدف‌های مادی، معنوی و علمی نایل گردد. حضرت محمد (ص) درباره تدبیر و اندیشه‌ورزی و برنامه‌ریزی در کارها می‌فرمایند: ای پسر! هرگاه کاری را انجام دادی، از روی علم، عقل و تدبیر انجام ده و برحذر باش از این‌که کاری را بدون آینده‌نگری و آگاهی انجام دهی، به درستی که خداوند – جل جلاله- می‌فرمایند: «همانند زنی که بافته اش را بعد از این‌که محکم گردانیده بود، جاهلانه باز کرد، نباشید.»3 براستی آیا ممکن است بدون نقشه و تدبیر و برنامه‌ریزی به موفقیت رسید؟! آیا می توان کسی را سراغ گرفت که در زندگی بدون حساب و کتاب و بدون داشتن طرح و برنامه، توانسته یاشد به کامیابی و مقصد نهایی برسد؟! برنامه‌ریزی چارچوب و پایه اساسی کارها و خواسته‌های انسان می باشد و بدون آن، هیچ کاری سازمان نمی یابد. حضرت امیرالمؤمنین (ع ) می فرمایند: «بقای مناسب و دولت‌ها مربوط به برنامه‌ریزی و چاره اندیشی در امور می باشد.»

اگر برنامه‌ریزی با دقت و درایت انجام گیرد، می‌توان حتی با امکانات کم به اهداف بلندی نایل شد و از فرصت‌های اندک، که بسیاری از مواقع برای اکثر افراد جلب توجه نمی‌کند و به غفلت سپری می‌شود، بهره‌وری کرد. حضرت علی(ع)، درباره دقت و ظرافت دربرنامه‌ریزی می‌فرمایند: «ظرافت، دقت و زیرکی در برنامه‌ریزی بهتر از امکانات است.»5 نقل شده است که مرحوم آیت الله گلپایگانی در دقایقی، که استاد با تأخیر به کلاس می‌آمدند، نصف قرآن را حفظ می‌کردند. همچنین نقل شده است که، یکی از بزرگان در ترافیک و پشت چراع قرمزهای شهرستان، قسمتی از نهج البلاغه را حفظ کرده‌اند و یا شخص دیگری در این فرصت‌ها، مقدار زیادی از زبان عربی یا فرانسه را آموخته اند.6  دانشمندی فکر کرد که هر وقت پسرش او را برای شام یا ناهار را می‌خواند، او بی‌درنگ حاضر می‌شود، ولی باید مدتی منتظر بماند تا سفره چیده شود و غذا مهیا گردد. او با خودش گفت: این لحظات را اگر جمع کنم ساعات زیادی را تشکیل می‌دهد که می‌تواند برای او مفید باشد. او از آن روز تصمیم گرفت که در این فرصت‌ها، هر روز چند صفحه‌ای کتاب مطالعه کند. به این کار ادامه داد تا این که بعد از مدتی، فهمید حاصل این مطالعات کتاب بزرگی می شود. آن را به رشته تحریر درآورد و نام آن را «پنج دقیقه قبل از غذا گذاشت.»

البته، لازم نیست که دراین فرصت‌ها ما همیشه کارهای فکری یا حفظ کردنی انجام دهیم، بلکه با استفاده از فرصت‌های مرده و بیهوده که کم هم نیست، می‌توان جنبه تفریحی، آموزشی، مرور و مطالعه خاطرات، معما، حفظ کلمات قصار بزرگان، حدیث‌های کوتاه، عبادات مستحب، اذکار روزانه و … باشد. در حالات مرحوم علامه طباطبایی‌((ره) نقل شده است که ایشان هر وقت از منزل خارج می‌شوند تا مقصد، نماز نافله می‌خواندند و از این فرصت‌ها، بهره معنوی می‌بردند.

فرصت‌های زندگی بسان ابرهای آسمان آرام و بی‌سر و صدا سپری می‌شود و طولی نمی‌کشد که روزگار جوانی و دوره نشاط و بالندگی نیز به میان‌سالی و کهن‌سالی ختم می‌گردد. فرصت‌ها غنیمت است، پس سزاوار است از دوران پویایی و آمادگی جوانی و نیروی سرشار و انرژی پرحرارت آن بهره کافی برده شود. دکارت، فیلسوف غربی درباره فرصت‌های جوانی می‌گوید:

استعداد چیزی است که در نوجوانی و جوانی پیدا می شود، اگر آن را تربیت کردید و در صدد تقویت آن برآمدید مانند بذری که در مزرعه کاشته شده باشد محصول خوب خواهد داد و اگر آن را به حال خود گذاشتید و تربیت نکردید مانند بذری که در زمین شوره زار افتاده باشد از بین می رود و محصول نمی دهد.9

حضرت علی(ع ) درباره ارزش فرصت‌های زندگی می‌فرمایند:«حاصل از دست دادن فرصت‌ها، غم و اندوه است.»

همچنین آن حضرت درجایی دیگر می فرمایند: «شدیدترین وسخت‌ترین غصه‌ها و افسوس‌ها، به خاطر از دست دادن فرصت‌ها و لحظات طلایی عمر خواهد بود.»

حضرت امام حسین(ع)، در حدیثی پندآموز و ارزشمند می‌فرمایند: «ای انسان! تو همواره از زمانی که پای به عالم وجود و دنیا گذاشته‌ای، درحال از دست دادن گران‌بهاترین نعمت خداوند، یعنی عمرت هستی. پس از این نعمت که دراختیار تو است، برای زمانی که در مقابل نامه عملت باید پاسخگو باشی، بهره گیر. به درستی که، انسان مؤمن خوشه چین اعمال صالح است و از فرصت‌های زندگی استفاده بهینه و مطلوب می‌کند و انسان کافر فقط به فکر لذات زودگذر دنیوی است.»

نگه دار فرصت که عالم دمی است                              دمی پیش دانا به از عالمی است

سکندر که بر عالمی حکم داشت                                    در آن دم که می رفت عالم گذاشت

هرچه بینی در جهان دارد عوض                             گرچه عوض حاصل ترا گردد غرض

بی عوض دانی چه باشد درجهان                    عمر باشد عمر، قدر آن بداند13

این نگاه به دنیا  و فرصت‌های آن، موجب بیداری  انسان شده و او را همانند مسافری که هر آن برای او بانگ رحیل و ندای کوچ سرداده و او را به مسافرتی طولانی دعوت می‌کند، برای سفر آماده می‌کند.

عوامل موفقیت در برنامه‌ریزی تحصیلی

گرچه برنامه‌ریزی در حوزه‌ها و عرصه‌های گوناگون، از جمله برنامه‌ریزی ورزشی، خودسازی و تهذیب، درسی، تحقیقی، امور زندگی، مسایل اجتماعی، و …. مطرح است ولی به دلیل اهمیت و جایگاه ویژه تحصیل و مطالعه و نقش کلیدی آن در سایر عرصه‌ها، در این مقاله به برنامه‌ریزی تحصیلی عنایت وتوجه بیشتری شده و بیشتر به مباحث برنامه‌ریزی تحصیلی پرداخته شده است. عناصر اصلی و مراحل یک برنامه‌ریزی تحصیلی خوب و منطقی عبارتند از:

الف. تعیین هدف

برنامه‌ریزی صحیح و کارامد تحصیلی، هنگامی امکان‌پذیر است که هدف به خوبی تعیین و تعریف شده باشد. هر جلسه  و دانش پژوهی می‌بایست تصویر دقیق و روشنی از آن داشته باشد تا کارها و تلاش‌های خود را در راستای نیل به آن اهداف قرار دهد. هر فرد ‌باید به این گونه سئوالات پاسخ دهد که چرا به تحصیل ادامه می‌دهد؟ چرا مطالعه می‌کند؟ چرا به دنبال تحصیلات عالی است؟ مسیر و غایت حرکت او کجاست؟ همچنین فرد باید اهداف خود را به بلندمدت، متوسط و کوتاه مدت تقسیم کرده، آنها را در راستا و طول یکدیگر قرار دهد. برخوداری از هدف، موجب تحریک و انگیزه بیشتر در افراد می‌شود و آنان را در پیمودن مسیرهای صعب العبور یاری، اعتماد به نفس آنان را بالا برده و انرژی روانی آنان را  افزایش می‌دهد، به ویژه اگر فرد هدفی مقدس و الهی داشته باشد، می تواند با یاری جستن از قدرت الهی و با تلاش و کوشش خستگی‌ناپذیر به راه خود ادامه دهد و شهد شیرین پیروزی را برای خود و خانواده به ارمغان آورد.

هر هدف ارزشمند و مهم باید دارای سه جز اصلی مالکیت، واقع‌بینی، و انعطاف‌پذیری باشد که به اجمال به شرح  آنها می پردازیم.

1. مالکیت: نخستین مشخصه هر هدف مهم این است که، از صمیم قلب بخواهیم و تمایل داشته باشیم که به آن برسیم. اگر دوستی به شما بگوید: «این کاری است که فکر می‌کنم اگر انجامش دهی مفید و مثمر ثمر خواهد بود بود»، نمی‌توان آن را هدف شخصی در نظر گرفت، بلکه این کار برای خشنود کردن دیگری است! اما اگر خودتان از جان و دل بخواهید کاری را انجام دهید، آن گاه می‌توان آن را هدف فردی و شخصی تلقی کرد. و مطئنا به آن هدف خواهید رسید. به عبارت دیگر، باید مالک هدف خودتان باشید و شخصا آن را برگزیده باشید و برای آن ارزش قائل شوید.

2. واقع بینی: وقتی هدفی را برای خود تعیین می‌کنید، نه تنها آنچه را می‌خواهید، بلکه آنچه را که واقعا می‌توانید بدان نایل شوید در نظر بگیرید. باید توجه کنید هدف نهایی تا چه حد دست‌یافتنی و تحقق‌پذیر می‌باشد، یعنی بهتر است از خود بپرسید: «آیا توانایی ذهنی و جسمی و نیز استعداد کافی برای دست‌یابی به هدف خود را دارم؟ آیا منابع کافی مانند: زمان و سایر امکانات را در اختیار دارم؟ آیا عوامل دیگری هم هستند که مانع رسیدن من به هدف مورد نظرم شوند؟ اگر این‌گونه است، برای غلبه بر این موانع، چه کاری می توان انجام داد؟»14

 البته، باید توجه داشت که واقع‌بینی به این معنا نیست که در مقابل مشکلات خود، تسلیم شد و هدف‌نهایی را رها کرد.

3. انعطاف‌پذیری: سومین موردی که برای تعیین یک هدف اهمیت دارد، انعطاف‌پذیری است؛ یعنی باید بتوان هدف مورد نظر را دائما ارزیابی، اصلاح و یا تعدیل کرد. از آنجا که، اوضاع و شرایط مرتبا درحال تغییر است و موانع پیش‌بینی نشده‌ای برسر راه ظاهر می‌شوند، برای نایل شدن به هدف بایستی به طور واقع‌گرایانه، آمادگی مواجهه با تغییرات و موانع را داشت  و هرگونه تغییری را که در راه رسیدن به هدف ضروری است، پذیرفت.

 درتعیین اهداف، به ویژه هدف بلندمدت باید به نکاتی توجه داشت:

1. هدف میانی و نهایی به صورت دقیق، مشخص و قابل ارزیابی باشد. مثلا هدف نهایی رسیدن  کسب مدرک دکترا است و موفقیت در مصاحبه‌های مربوط به دکتری و هدف میانی، موفقیت و قبولی در مقاطع ارشد و کارشناسی است؛

2. از مشاوره با افراد آگاه نباید دریغ درک؛

 3. باید مدت زمان نیل به هریک از اهداف به صورت اجمالی مشخص شود؛

4. در برنامه‌ریزی هفتگی و ماهیانه، به خواسته‌ها و نیازهای شخصی، خانوادگی و تفریحات نیز توجه شود؛

5. به توانایی، استعداد، ذوق، و علایق و ساعاتی که در اختیار داریم توجه کنیم؛

 6. بیش از اندازه و بیرون از حد توانایی خود برنامه‌ریزی نداشته باشیم؛ یعنی برنامه‌ریزی باید واقع بینانه و متناسب با ظرافت و توانایی فرد باشد، نه خیالی و ایده آل که فراتر از ظرفیت فرد باشد.

ب. رعایت اولویت‌ها

در میان موضوعات درسی و واحدها آموزشی، که برای طلاب و دانش پژوهان مطرح است، بعضی از آنها  از اولویت درجه یک و برخی در اولویت درجه دو قرار دارند. از این رو، دربرنامه‌ریزی باید به اولویت‌ها توجه نمود تا در موقع تزاحم یا تداخل با برنامه‌ای پرداخت که ارزش و اولویت بیشتر دارد و نیازمند انرژی و نشاط بیشتری است. اگر برنامه ریزی براساس اولویت صورت نگیرد، چه بسا کارهای اساسی و ضروری عقب بیفتد و کارهای جنبی جلو بیفتد. برای مثال،  ممکن است دانش‌جویی در طول سال تحصیلی، برای خود برنامه‌های زیر را در نظر بگیرد: گذراندن دروس دانشگاه، شرکت وحضور درکلاس، مطالعات جنبی درباره موضوعات سیاسی و فرهنگی، همکاری با دانشگاه و شرکت در مراسمات دینی و مذهبی و … . طبیعی است اگر فرد اولویت‌بندی نکند، ممکن است زمان بهینه و مطلوب خود را صرف کارهای جنبی و درجه سوم نماید. حضرت امیرالمؤمنان علی(ع )، درباره اهمیت اولویت‌بندی در کارها می فرمایند:«کسی که به غیرمهم مشغول شود، مهم‌تر را از دست می دهد.»

ج. نظم

تأثیر نظم و پایداری در زندگی و آثار مفید آن بر کسی پوشیده نیست.  نظم و استقامت در زندگی از اصولی است که موقتی نبوده و همواره در زندگی جاری و ساری است و بدون نظم،‌ بسیاری از امور به سامان نمی رسد و یا دیرتر از انتظار معمول صورت  می‌گیرد.  اگر با نگاهی دقیق به پدیده‌های جهان نگاهی افکنیم، متوجه خواهیم شد که تمام کارها و امور جهان براساس نظمی دقیق اداره می‌شود. آیا تا به حال مشاهده شده که خورشید مقداری دیرتر طلوع کند یا زودتر غروب کند؟ آیا تا به حال  ماه وستارگان با هم تصادم داشته‌اند؟ همه امور عالم براساس نظم و تدبیر است.  در آموزه های دینی بر اهمیت نظم  در زندگی سفارش گردیده واین امر مورد تأکید اولیای دین اسلام بوده است. حضرت امیرالمؤمنین علی (ع)، درآخرین لحظات زندگی، پیروان خود را به دو  امر مهم و حیاتی، که حقیقتا عامل پیروزی و موفقیت است، سفارش می کند و می فرمایند:« شما را به دو چیز مهم سفارش می کنم: پرهیزکاری و رعایت حدود الهی و نظم در کارها»

در شرح حال حضرت امام خمینی (ره) نوشته اند که،  ایشان فوق العاده به نظم اهمیت می دادند به طوری که حتی در مشرف شدن به زیارت نیز به آن توجه داشته و مردم نجف ساعت خود را با ورود ایشان  به حرم حضرت امیرالمؤمنین (ع) تنظیم می کردند. یکی از مصاحبان حضرت امام می گوید:« به راستی عجیب بود که امام برای مطالعه و قرائت قرآن و کارهای مستحبی حتی زیارت‌ها، وقت خاصی را تنظیم کرده بودند و هر کاری را روی همان وقت و  تنظیم خاص انجام می دادند.17  دکتر علی لاریجانی،  درباره برنامه‌ریزی و نظم استاد چنین می گوید:« ایشان در تمام شئون زندگی،  فرد بسیار منظم و منضبطی بودند. اوقات ایشان با برنامه و نظم خاصی برای کارهای متعدد تنظیم شده بود.  ساعاتی را برای عبادت و ساعاتی را برای استراحت و ساعاتی برای مطالعه و تحقیق اختصاص داده بودند و سعی داشتند تا برنامه طبق نظم و برنامه جلو بروند.

نظم و انضباط در تحصیل و مطالعه  نیز از سایر عرصه ها استثناء نبوده و حتی نظم در مطالعه و تحصیل دارای  اهمیتی مضاعف است.  دانشجو و دانش پژو  باید  با برنامه ریزی درست، ساعات مطالعه و میزان آن را بطور منظم، محاسبه نموده    و ساعات لازم را در هر شرایطی به آن اختصاص داده و به دلایل کم اهمیت، درس و مطالعه را تعطیل نکند. همچنین حضور منظم  در کلاس وجلسات داشته باشد. حضرت آیت الله مصباح یزدی درباره نظم و برنامه ریزی علامه طباطبایی درباره تحصیل می فرمایند: «ایشان بسیار منظم بودند.  غالبا قبل از شاگردان در کلاس حاضر می شدند و دقیقه ای تخلف نمی‌کردند و تا دقیقه آخر هم درس می‌دادند و این برنامه دایمی بود.  در برف، سرما، در طول ده و دوازده سال یادم نمی آید که ایشان یک دفعه هم درس را تعطیل کنند. نظم و پشتکار زیادی داشتند.

د. استقامت و پایداری

 استقامت و ثبات قدم نیز در هر کاری از جمله شرایطی است که در به نتیجه رسیدن کار نقش زیادی دارد.  انسانی موفق خواهد  بود که در اجرای برنامه‌ای که دارد، پافشاری و مقاومت داشته باشد.  اگر انسان بهترین برنامه‌ریزی راداشته باشد،  ولی در آن  پافشاری و استقامت نداشته باشد، کار به سرانجام  نخواهد رسید. ثبات قدم و پشتکاری نه تنها افراد را به سوی پیشرفت و ترقی مادی رهنمون می‌کند،  بلکه فشارهای روحی را کاهش داده و اعتماد به نفس انسان را بالا می برد. لازم به یادآوری است،‌: استقامت و پایداری نسبت به برنامه و اجرای آن،  باید تدریجی و مدارم باشد. سرعت افراطی در اجرای برنامه ممکن است نتیجه عکس بدهد. در تحصیل و برنامه تحصیلی حرکت لاک پشتی مطلوب است، نه حرکت خرگوشی! حضرت علی (ع) می فرمایند: «قلیل یدوم خیر من کثیر لا یدوم»، پس سرعت، عجله و شتاب در تحصیل معمولا نتیجه عکس می دهد!

ه. یادداشت کردن برنامه درسی

برنامه ریزی درسی زمانی درست اجرا می شود که عناصر آن را به یاد داشته باشیم و بدانیم در هر روز و در هر ساعت چه کارهایی می بایستی انجام دهیم.  بدین  منظور،  می‌توان دفترچه یادداشتی همراه خود داشت و عناصر برنامه های خود را در آن یادداشت نمود. مثلا سه ساعت مخصوص مطالعه درس ریاضی،  یک ساعت مطالعه درس علوم، یک ساعت استراحت بین روز و غیره.  در هر شب سعی کنیم برنامه های خود را چک کرده و میزان موفقیت  در انجام آنها  را بررسی نمود.  نقش برنامه ها  را  برطرف نمود.

و. شناخت هدر دهنده های وقت

گاهی اوقات برنامه ریزی صورت می‌گیرد، تصمیم جدی نیز بر اجرا و عملی شدن آن  وجود دارد،  اما کارها به شکلی که برنامه‌ریزی شده پیش نمی رود؛ یعنی در آن وقفه ایجاد شده، بعضی فرصت ها  هدر می رود.  در اینجا  بخشی از مشکل مربوط به خود فرد  و بخشی دیگر مربوط به اطرافیان است. رایج ترین هدر دهنده های وقت، عبارت است از : مهمان های ناخوانده، سروصدای همسایه، هم حجره‌ای ها، تلفن ها، رادیو، تلویزیون، و جر و بحث های بی ثمر.  برای کنترل و حذف آنها می توان توصیه‌های زیر را به خاطر داشت:

 1. محل مناسب و خاصی را برای مطالعه انتخاب کرد؛

 2. تلفن همراه را خاموش نمود؛

 3. نه گفتن را باید آموخت.باید  با شجاعت و کمال ادب به دوستان  بگوییم: «کار دارم»؛

 4. برنامه اوقات فراغت  را  تنظیم کرد؛

 5. در هنگام مطالعه تلویزیون و رایانه و ضبط صوت را خاموش نمود.

ز. حضور فعالانه درکلاس درس

بخش زیادی از موفقیت تحصیلی، به حضور فعال در کلاس درس بستگی دارد. برای این‌که فرد فعالی باشیم،  باید با دو مهارت مهم مربوط به یادگیری، یعنی «خوب گوش کردن» و «یادداشت برداری» آشنا  باشیم. البته، این دو وابسته به یکدیگرند. اگر خوب گوش نکنیم،  نمی توان به خوبی یاداشت برداری نمود. همچنان که، «یادداشت برداری» نیز مستلزم توجه و گوش دادن دقیق است.

خوب گوش دادن موجب تقویت حافظه کوتاه مدت و شفاهی می شود؛  یعنی آنچه از راه شنیدن در حافظه  ثبت می‌شود.   علاوه بر این،  درک معنی ومحتوای مطلب را آسان می کند. کسانی که خوب گوش نمی دهند فقط الفاظ را می شنوند،  ولی درک درستی از محتوای لفظ ندارند. پس از دقت لازم درگفته های استاد، «یادداشت برداری» از نکات مهم و اساسی درس از راه‌های مبارزه، با فراموشی مطالب است. اعتماد بر حافظه و یادداشت نکردن مطالب، شیوه مطلوبی برای یادگیری نیست؛ زیرا  بر اساس مطالعات هیرمن ابینگاوس(                   ؟؟؟؟) در مورد حافظه انسان، انسان ها پس  از بیست دقیقه، تقریبا 40/  آنچه را که شنیده‌اند یا خوانده اند،  فراموش می‌کنند و پس از 24 ساعت، نقریبا 70/ مطالب را از یاد می برند.20

اما با استفاده از مهارت‌های مفید تحصیل و مطالعه می توان حافظه خود را طوری تقویت کرد که در موقع لزوم تا 80/ یا بیشتر آنچه را شنیده یا خوانده ایم، به یاد آوریم.  برای تقویت حافظه باید در کلاس درس با دقت به مطالب گوش داد،  و سعی نمود  از نکات مهم و برجسته یادداشت برداری نمود. سعی کرد تا حواس پرتی ها را به حداقل رساند و عزم خود را در توجه دقیق و عمیق به درس جزم کرد و اجازه نداد  چیزی حواسمان را از درس منحرف کند.  اگر احساس کردیم حواس مان جمع نیست،  با استفاده از کلمه یا عباراتی مثل «تمرکز» یا «دقت»،  سطح توجه خود را افزایش دهیم. مطالب را طوطی وار و بدون فهم حفظ نکنیم،  بلکه سعی کنیم مطالب را بفهمیم و به صورت بینشی دریافت کنیم و اگر احیانا مطلبی برای ما مبهم و بدون فهم بود،  همانجا از استاد مربوط سؤال کنیم تا ابهام برطرف شود؛  زیرا  اگر چیزی برای ذهن مبهم باشد، یادگیری مطالب بعدی مشکل خواهد بود. از پاسخ دادن به سئوال‌های استاد نهراسیم و اعلام آمادگی کنیم؛  زیرا این کار علاوه بر این‌که جرأت  را زیاد می‌کند، موجب  اصلاح فهم نادرست خواهد شد.

پیش از  از شروع کلاس و درس،  مقداری استراحت نموده و با حالت نشاط در کلاس حاضر شویم و حتما غذای کافی میل نموده،  هرگز گرسنه و با شکم خالی و یا حتی با شکم خیلی پر در کلاس درس حاضر نشویم. هرگز اجازه ندهیم حالات هیجانی و اضطراب آور سراغ ما  بیاید و در کلاس درس به هیچ چیزی به غیر از درس توجه نکینم. سعی کنیم سر کلاس روی صندلی ای بنشینیم که بیشتر مورد توجه استاد است و به معلم نزدیک و مورد عنایت او می باشد و هرگز در گوشه کلاس ننشینیم.

ح. تمرکز حواس

از جمله عواملی که در  افزایش بهره‌وری در مطالعه و درک بهتر درس‌ها و موفقیت در تحصیل بسیار مؤثر است، داشتن  تمرکز حواس به هنگام مطالعه است؛ یعنی فرد در خود این توانایی را ایجاد کند که با اختیار و توجه، دقت خود را بر روی موضوع یا کاری که انتخاب کرده،  با میل واراده متمرکز نماید  و از توجه به سایر موضوعات و کارها جلوگیری کند.  برای ایجاد تمرکز حواس باید عواملی را که مانع از تمرکز می شود شناخت و در جهت رفع آنها اقدام کرد.

مهم ترین موانع تمرکز حواس عبارتند از:

1. عدم علاقه نسبت به موضوع مورد مطالعه

بی علاقگی به موضوع یا کتاب درسی و یا یک درس، از مهم ترین عوامل عدم تمرکز است. اگر شما به منطق علاقه نداشته باشید و یا از معلم آن دل و یا خاطره خوشی نداشته باشید، ذهن شما کمتر بر درس منطق متمرکز می‌شود و هر لحظه متوجه موضوع و نقطه دیگری می‌گردد.  بهترین شیوه برای مقابله با این حالت،  توجه به فواید و آثاری است که  بر مطالعه و درس منطق مترتب می شود مثلا در مورد فردی که علاقه به منطق ندارد،  اگر به این نکته توجه شود، که منطق از دروسی است که از ارزش زیادی برخوردار است و در بالا رفتن قدرت تعقل و اندیشه نقش زیادی دارد،  فرد به درس منطق علاقه پیدا می کند و نسبت به مطالعه آن علاقمند  می‌شود.

2. ناهماهنگی اراده و تخیل

اگر تخیل آدمی  با اراده  وی  همسو نباشد،  نمی توان تمرکز حواس لازم را  به دست  آورد. از آنجایی که،  قدرت تخیل قوی‌تر است،  ممکن است  ذهن خود را به دست  تخیل خود بسپاریم و ناخودآگاه،  به جای تمرکز در درس  استاد،  یا تمرکز در کتاب مورد مطالعه،  رشته تخیلات خود را ادامه داده، از حال و هوای درس و مطالعه خارج شویم. برای غلبه بر این مشکل، وقتی مایل به مطالعه درباره موضوعی خاص هستید، بهتر است خود را در حال و هوای مخصوص آن موضوع قرار دهید… تا از این طریق خیال وارده خود را با هم هماهنگ کنید، و تمرکز حواس پیدا نمایید. 

3. اشتغالات ذهنی

اگر با مشکلی مواجه  هستید  که ذهن شما  را به خود مشغول کرده است،  نمی توانید ذهن خود را بر مطالعه و درس متمرکز کنید. برای مثال،  اگر در یک درس  که  برای شما  دارای اهمیت بالایی است،‌ نمره مناسب نگرفتید، این امر موجب می شود ذهن شما سخت با این موضوع درگیر شود و از توانایی شما برای تمرکز بر سایر مسائل کاسته شود.  برای مقابله با این حالت،  باید تمرین کرد.   باید سعی کرد ذهن خود را از آنچه اتفاق افتاده جدا  نمود. نباید  برگذشته حسرت خورد،  بلکه باید  برای آینده برنامه ریزی کرد که چنین مشکلی پیش نیاید. کسانی که چنین تمرین می کنند و اجازه نمی  دهند مشکلات، ذهن آنان  را اشغال کند، می توانند ذهن خود را برای آینده آماده کننده و از تمرکز  بر مسائل آینده بهره مند شوند.

ط. علاقه و انگیزه

بسیارند کسانی که از لحاظ توانایی و استعداد یادگیری بسیار شبیه به هم هستند،  ولی در پیشرفت تحصیل تفاوت های زیادی با یکدیگر دارند. این تفاوت،  نه تنها در تحصیل بلکه در سایر فعالیت های درسی نیز به چشم می‌خورد. شاید از خود سئوال کرده باشید،  چرا چنین تفاوتی وجود دارد وچه چیزی توجیه کننده این مطلب علاقه و انگیزه است. 

« بلوم» درمدل یادگیری تحصیلی خود شواهدی به دست آورد ه است که علاقه و انگیزه افراد، هم نقش علت را بازی می کند و هم معلول. به عبارت دیگر، یادگیرندگان علاقه مند به یک موضوع، نسبت به یادگیرندگان کم علاقه، موفقیت بیشتری دارند. این موفقیت بیشتر، سطح علاقه و انگیزه آنان را نسبت به آن موضوع و موضوع های مشابه افزایش می دهد. 

فنون و روش های ایجاد علاقه

بهترین راه ایجاد علاقه برای تحصیل و مطالعه بیشتر،  بهبود شرایط یادگیری و افزایش سطح کیفی روش های مطالعه است.  از این طریق،  شما به موفقیت بیشتری در یادگیری نایل می شوید.  این کسب موفقیت،  علاقه و انگیزش شما را نسبت به یادگیری مطالب تازه  افزایش می دهد. در اینجا روش‌ها و فنونی را که می توانید به کارگیرید تا علاقه و انگیزه شما به مطالعه و تحصیل بیشتر شود، بیان می گردد. اگر می خواهید علاقه و انگیزه شما به مطالعه و تحصیل بیشتر شود، فنون و روش‌های زیر را به کار بگیرید:

1. هدف خود را در آغاز مطالعه و درس دقیقا برای خود مشخص کنید. اگر بدانید به دنبال چه چیزی هستید،  با انگیزه و علاقه بیشتری به جست و جوی آن می پردازید.

2. در شرایط لازم خود را تشویق کنید.  پس از هر عملکرد درست و مطالعه موفق،  برای خود یک پاداش در نظر بگیرید.  مانند یک تفریح مورد علاقه و یا خوردن یک نوشیدنی  لذت بخش.

3. از آزمون و نمره دهی به خود،  به عنوان وسیله‌ای برای ایجاد انگیزه  در خود استفاده کنید. هنگامی که درس های خوانده شده را از حفظ می‌گویید و یا سئوال‌هایی را که اول مطالعه مطرح می‌کنید پاسخ می دهید، در حقیقت، یک آزمون از خود می گیرید. بنابراین،  به خود نمره بدهید. این عمل موجب  می شود که از پیشرفت خودآگاه شوید.  این امر به علاقه و انگیزه شما می افزاید.

4. مواد مطالعه را از ساده به دشوار شروع کنید. مطالعه مطالب درسی به صورت متوالی، از ساده به دشوار، موجب می شود که شما در یادگیری مطالب ساده به اندازه کافی موفقیت به دست آورید. این کسب موفقیت اولیه،  انگیزه و علاقه شما را برای یادگیری‌های بیشتر افزایش می دهد.

5. کارهای بزرگ را به قدم های کوچک تبدیل کنید. یکی از رموز انگیزه بالای اشخاص بسیار موفق و کارآمد این است که،  بدون ‌مقدمه به کارهای بزرگ اقدام دست نم‌یزنند، بلکه کار بزرگ را به اجرای کوچک‌تر تقسیم می کنند و در هر مرحله،  جزیی  از آن را انجام می‌دهند.

به دو طریق می توان کار بزرگ را به اجزای کوچک تر تقسیم کرد.

 1. یکی از آنها این است که،  در هر نوبت زمان مختصری را صرف انجام دادن آن کنید. یکی از دلایل و رموز کار این است که،  وقتی بدانید مثلا بیش از پانزده دقیقه ازاوقات خود را صرف مطالعه نمی‌کنید، کار برایتان ساده تر می شود. البته،  وقتی کاری را شروع می‌کنید،  خود به خود،  در شرایط روحی بهتری قرار می‌گیرید.  بعید نیست که مدتی بیش از این صرف انجام دادن آن کار کنید.

2. راه حل دوم این است که،  موضوع مطالعه را به اجزا متوالی تقسیم کنید و با انجام هر جزء،  انگیزه شما برای انجام جزء دیگر بیشتر خواهد شد.

ی. استفاده از تلقین مثبت و تجسم به عنوان عامل ایجاد انگیزه

آیا تا به حال به خود گفته اید: « خیلی خوب می دانم که نمی توانم در انجام این کار موفق شوم!» اگر اغلب چنین کلماتی را قبل از شروع به درس خواندن به خود می‌گویید، در واقع ضمیر ناخودآگاه شما هم ناتوانی شما را در این امر پذیرفته است و طرح این شکست را از قبل پی‌ریزی می‌کند. اما خوشبختانه پیش‌گویی قابل انتظار ما می تواند در جهت مثبت هم باشد.  اگر از خود تصویر شخص موفقی در ذهن داشته باشید. این تجسم رابا تلقین مثبت، هر روز تقویت کنید، شانس زیادی برای موفقیت و نایل شدن به اهدافتان خواهید داشت. خوش بینی به رسیدن به موفقیت،  مقدمه علاقمندی به تحصیل، درس و مطالعه بیشتر است. ایجاد میل و رغبت، اصل اساسی در یادگیری است. اگر فردی احساس ضعف کند، درعمل نیز ضعیف عمل می‌کند. اگر فردی احساس قوت کند،  درعمل نیز قوی عمل خواهد کرد.

مکان مطالعه

از جمله عواملی که درسیر و تداوم مطالعه و نیز میزان بازدهی نقش دارد، مکان مطالعه است. مکان مطالعه از چند جنبه مورد توجه است: از یک سو ،  مکانی که برای مطالعه انتخاب می شود و از سوی دیگر،  ویژگی هایی که در آن مکان می باید مورد توجه قرار داد. بهترین مکان برای مطالعه، خانه یا حجره‌ای است که در آن زندگی می‌کنیم. برتری خانه و یا حجره نسبت به سایر مکان ها، آشنا بودن با محیط و ارتباط با آن، همچنین در دسترس بودن آن است  که امکان انجام مطالعه را در تمامی زمان ها فراهم می آورد. بی‌تردید خانه وحجره نیز می بایست دارای ویژگی هایی باشند که انجام مطالعه‌ای مطلوب را امکان پذیر سازد: آرامش، عدم مزاحمت سایر ساکنان  خانه، همچنین فقدان  سایر مسائل بازدارنده و اختلال زا در یادگیری و مطالعه، از جمله عواملی است که برای انتخاب خانه به عنوان،  مکانی مناسب برای مطالعه، دخالت دارند. چنانچه بتوان فضایی خاص را برای مطالعه به صورت اتاق مطالعه و یا اتاق شخصی دراختیار داشت، بی تردید انجام مطالعه به صورت دلپذیر میسر می گردد

کتابخانه، انتخاب بعدی برای مطالعه است. پارک ها و گردشگاه های عمومی مکان مناسبی برای مطالعه نمی باشند و میزان بازدهی در پایین‌ترین حد خود قرار خواهد گرفت.  به عبارت دیگر،   هیچ تناسبی میان بازدهی و انرژی  و زمان صرف شده برای مطالعه وجود ندارد. مکان مطالعه باید از نور کافی،  حرارت متناسب و مطبوع برخوردارباشد. فضای مطالعه باید به گونه‌ای نظم و آرایش پیداکند  که موجب ایجاد علاقه به مطالعه شود. از نصب تابلوهایی که متضاد با امر مطالعه است و موجب اختلال در یادگیری می شود خودداری شود.

بهترین وضعیت برای مطالعه، قرار گرفتن در پشت میز مطالعه است.  از قرار دادن عکس و نوشته زیر شیشه میز، که سبب انحراف ذهن و توجه از مطالعه می شود، و از انجام اموری غیر از مطالعه در پشت میز پرهیز شود.

زمان مطالعه

برای همه دانش آموزان،  دانش پژوهان، دانشجویان و کسانی که اهل مطالعه و درس هستند، این سئوال مطرح است که بهترین زمان برای مطالعه چه زمانی است؟ چه زمانی مطالعه کنیم تا مطلب به  ذهن سپرده شده،  فراموش نشود؟ آیا تا دیر وقت بیدار بمانیم و مطالعه کنیم یا این‌که شب زود بخوابیم و صبح زود برای مطالعه بیدار شویم؟ این گونه سئوال ها،  بارها  از اهل فن و متخصصان امر پرسیده می شود. پاسخ به این سئوال،  بستگی به عادات فردی دارد. بعضی  اشخاص  عادت دارند تا نیمه های شب بیدار بمانند و با استفاده از سکوت و آرامش شبانه،  با خیال راحت مطالعه و کار کنند و احساس رضایت و مسرت کنند. این  افراد  اگر صبح زود از خواب برخیزند،  به قول خودشان تا شب گیج بوده و از درک مطلب باز می مانند. بعضی دیگر، عادت به زود خوابیدن  دارند و صبح پیش از تاریکی از خواب برخاسته و به انجام وظایف، تکالیف، مطالعه و یادگیری می پردازند. بنابراین،  هر فردی  باید خود نبض و عادت خودرا به دست آورد. ولی به طورکلی گفته می شود که،  دروس حفظ کردنی را در صبح زود، پس از این‌که مغز و اعصاب پس  از خواب شبانه استراحت کرده و آمادگی پذیرش مطالب را پیدا کرده است، بهتر می توان فرا گرفت.  به هر حال،  هیچ زمانی از روز و شب برای فراگیری، خواندن ومطالعه نامناسب نیست. به شرط این‌که،  از پرخوانی، فشار بیش از اندازه به خود، مطالعه با حجم نامناسب، کم کردن وقت استراحت و تفریح و تغذیه ناکافی پرهیز کرده و از ورزش و حرکت بدنی، کوتاهی نکنیم.

همچنین مطالعه بلافاصله بعد از غذا خوردن، خود موجب  عدم تمرکز می شود. مغز شما برای فعالیت های ذهنی بیش از همه به اکسیژن نیاز دارد، و این اکسیژن را از خون می گیرد و جریان خون شما پس از غذا خوردن تا حدود یک و نیم ساعت بیشتر متوجه اندام های گوارشی است تا مغز.  به همین علت است که،  شما پس از غذا خوردن بیشتر تمایل دارید که استراحت کنید تا این‌که فعالیت های فکری انجام دهید. دست کم تا نیم ساعت پس  از صرف غذا،  از مطالعه کردن اجتناب کنید.

همچنین ثابت شده است که،  مطالعه بلافاصله پس از خواب شبانگاهی،  نمی‌تواند بازدهی مطلوب را داشته باشد؛ زیرا ترشح هورمون ،« سوماتوتروپین» که اثرات آن مدتی پس از بیداری وجود دارد، در یادگیری اختلاف ایجاد می‌‌کند. بر این‌ اساس، لازم است حتی الامکان از مطالعه نیمه شب یا سحرگاهان  و بعد از بیداری از خواب، خودداری شود  و چنانچه  قصد مطالعه در این ساعات را دارید،  می بایست پس از 20 تا 30 دقیقه بعد از بیداری به مطالعه پرداخت تا اثرات اختلال کننده سوماتوترو پین در یادگیری زایل شود.

نوشته شده توسط: موسی نایینی | آخرین ویرایش:سه شنبه 19 فروردین 1393 | نظرات ()

برچسب ها: موفقیت ،
  • تعداد کل صفحات:8  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
سیستم افزایش آمار هوشمند تک باکس

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو